تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

تفسير :

« وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ »
: مقصود از بيت « كعبه » است . چون الف و لام براى عهد خارجى است ، يا مقصود « قلب » است از باب اينكه قلب معهود مناسب‌تر است بين متكلّم و مخاطب و نظر هر دو به سوى آن است و آنچه كه به او مراجعه مىشود و در حقيقت محلّ جزا براى او و خلق است ، همان قلب بوده و چون كعبه قلب صورى است به وضع و قرار دادن به آن مراجعه شده و محلّ جزاى كسى است كه به آنجا رجوع نمايد .
« مَثابَةً »
: محلّ ثواب و پاداش و محلّ رجوع و برگشت است .
« لِلنَّاسِ وَ أَمْناً »
: آنجا به نحوى امن است كه شكار آنجا را نبايد صيد كرد و نبايد با جنايتكارى كه به آنجا پناه آورده به شدّت و عنف برخورد نمود و بلد طيّب و حرم بر حسب تأويل ، صورت نفس مطمئنّه صدر منشرح است و حكم بيت به مسجد و حرم از جهت مجاور بودن به آنها ياد شده . بنابراين ، آن حكم در مورد مسجد حرم سارى است و همچنين است حال نفس و صدر ( سينه ) و تحقيق معنى بيت و مظهر بودن آن براى قلب و مناسبت بين مناسك كعبه و مناسك قلب كه به زودى مىآيد .
« وَ اتَّخِذُوا »
: اين كلمه عطف است بر « جعلنا » و لفظ « قلنا » در تقدير است يا عطف است بر فعلى كه در « اذ » عمل كرده است يا جملهء معترضه است ، عطف است بر جملهء تقديرى كه گويا بعد از آنكه فرمود : « ما بيت را محلّ امن و مرجع مردم قرار داديم » ، اين سؤال پيش مىآيد كه « فما نصنع ؟ » ، يعنى پس در اين صورت ، وظيفهء ما چيست ؟ كه خداوند پاسخ مىدهد : رجوع كنيد به سوى آن و دريافت نماييد
« مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ »
: از مقام ابراهيم ، و آن سنگى است كه اثر پاى ابراهيم ( ع ) ، بر آن نقش بسته است .
« مُصَلًّى »
: مقصود محل دعاست يا محل نمازى است كه فريضهء