تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
از ذريّة من ، كه لفظ « من » براى تبعيض آمده و بر ضمير خطاب در « جاعلك » معطوف است ، چنين چيزى گاهى بين دو نفر كه با هم صحبت مىكنند ، اتفاق مىافتد . به اين ترتيب كه يكى از آن دو ، جمله‌اى از كلام خودش را بر جملهء كلام ديگرى عطف مىكند ، مانند اينكه گفته شود : « سأكرمك » ( ترا گرامى خواهم داشت ) . سپس مخاطب بگويد : « و زيدا » ( زيد را هم ، يعنى و زيد را هم گرامى خواهم داشت ) . و ممكن است كه
« وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي »
، عطف بر جملهء
« إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
باشد كه تقدير آيه چنين بوده كه ابراهيم گفت : « و اجعل من ذرّيتى » ، يعنى قرار بده از ذرّية من و معنى انشا در
« إِنِّي جاعِلُكَ »
از آنجا ناشى شده كه گويا فرموده باشد : « لأجعلك للناس اماما » ، سپس ابراهيم مىگويد :
« مِنْ ذُرِّيَّتِي »
. و در همه مراتب سه‌گانه ، لفظ « حال » ، پاسخ پرسش مقدّر است و جائز است كه « اذ ابتلى » ، ظرف متعلق به « قال » اولى باشد ، نه مفعول براى فعل مقدّر . و ذال در « ذرّية » ، با سه حركت نصب و كسر و ضمّ است و در اينجا با ضمّ و كسر خوانده شده و معنى آن نسل مرد است بر وزن « فعيلّة » ، يا « فعولّه » از « ذرّ » ، به معنى پراكندگى و تفريق است و اصل آن « ذريره » يا « ذرروه » بوده كه راى دوم جائز بوده است ، تا به يا ، قلب شود ، مانند « احسيت » در « احسست » . سپس ، در اين كلمه آنچه كه مقتضاى علم صرف بوده تصرف شده و يا از « ذرأ » به معنى خلق يا تكثير است و اصل آن « ذريئه » يا « ذروئه » بوده كه بر حسب اقتضاى علم صرف در آن عمل شده است .
« قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
: پاسخ درخواست ابراهيم و تعيين كسى است كه عهد خدا به او مىرسد و كسى از آن محروم مىشود و آگاه كردن ابراهيم است بر اينكه از ذريته او كسانى هستند كه ظالم و ستمگراند و اينكه شخص ظالم صلاحيّت متّصف شدن به امامت را ندارد و اين مهر باطل زدن بر امامت و رهبرى هر كسى است كه تا روز