تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
اينجاست كه خداوند يك بار ديگر به سوى او باز مىگردد و به او عنايت مىكند كه آن غير از توجّه نخستين است ، زيرا كه در بازگشت و توجّه اوّل هر چه را كه ابراهيم ( ع ) گرفته بود ، نمايان مىكرد ولى با اين بازگشت ، همهء چيزهايى كه خداوند به او عطا فرموده است ، ارائه مىشود كه آن جميع ما سواى است كه عبارت از دوستى و خلّت است . پس چون مقام دوستى را تكميل نمود ، به طورى كه مقام او با حق ، مقام او با خلق شد و در آن تمكين يافت ، در اين صورت خداوند او را براى امامت برمىگزيند و همهء امور را به او واگذار مىنمايد ، به نحوى كه برگى از درخت نمىافتد ، مگر با اجازه و دست‌نويس وى ( كتاب و اجل منه ) « 1 » . بالاتر از اين ديگر ، مقام و مرتبه‌اى نيست و از همين جا معلوم مىشود كه هر امامى خليل و هر خليلى رسول و هر رسولى نبىّ و هر نبىاى بنده است و عكس اين قضايا درست نيست . و نيز معلوم شد كه امامت به اين معنى عبارت از جمع بين مقام ميان خلق و مقام نزد حق است ، بدون اينكه در هيچ يك از آن دو قصورى حاصل شود ، در حالى كه قدرت و تمكّن آن را داشته باشد . چون ابراهيم به مقام امامت و شرافت آن نظر نمود و نگهدارندهء خلق بود و مقام و مرتبه‌اى نيز نزد حق داشت ، مقام خلقى او اقتضا كرد كه پيوستگيهاى جسمانى و روحانى خود را مراعات نمايد و به همين جهت ، به آنچه كه خداوند به او داده بود ، مسرور گشت و آن را براى نسلهاى بعدى خود درخواست نمود و هنگامى كه فهميد همهء ذرّيتها و نسلهايش نمىتوانند به اين مقام برسند ،
« قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي »
: گفت : بعضى
هامش
( 1 ) منظور از كتاب و اجل ، ظاهرا نوشته و سر رسيدن مدت عمر هر چيز است كه با اجازهء امام تحقّق مىيافته است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 251 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى