با ميوههاى آن سرزمين سير نمود ، تا اينكه ابراهيم به طواف خانهء خدا پرداخت و آنگاه به او امر كرد تا از آنجا بازگردد و به جايى كه اكنون طائف ناميده مىشود ، برود و به همين جهت آنجا را طائف ناميدهاند .
و از امام باقر ( ع ) « 1 » ، آمده است : ميوهها از جاهاى دور به سوى آنان حمل مىشود و خداوند دعاى ابراهيم را مستجاب كرد تا جايى كه در سرزمينهاى شرق و غرب ميوهاى وجود ندارد ، مگر اينكه آنجا « 2 » يافت مىشود ، تا آنجا كه حكايت شده است در يك روز ميوههاى بهارى و تابستانى و پاييزى و زمستانى در آنجا يافت مىشود . و از امام صادق ( ع ) ، روايت شده كه مقصود ميوههاى دل است « 3 » ، يعنى دوستى اهل مكّه در دلهاى مردم است تا بيايند به سوى آنان و از آنها عيادت كنند « 4 » و اين بيان تأويلى ميوههاست .
بنا بر تأويلى كه شده است ، معنى « بلد » چنين است كه از ميوههاى علوم و ميوههاى دلها به آنان روزى رسان و ميوههاى دلها به اين است كه آنها را دوست داشته باشى و ولايت آنان را قبول كنى .
« مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ »
: بدل است از كلمهء « اهله » به امام سجّاد ( ع ) « 5 » ، نسبت داده شده كه فرمود : مقصود از آنان امامان آل
هامش
ص 140 . در منهج الصادقين آمده : خداوند به جبرئيل ، حكم فرمود تا دهى از دههاى فلسطين ( شام ) را از زمين بركند و به مكه آورد و هفت بار گرد خانه طواف داده ، در زمين شام در سه منزلى مكه قرار داد . از اين جهت آنجا را طايف گويند و ميوهء اهل مكه از آنجاست . تفسير أبو الفتوح ، جلد 1 ، ص 327 . درباره خبر مراجعه شود به نور الثقلين ، ج 1 ، ص 104 ، ح 358 .
( 1 ) مجمع البيان : ج 1 ، ص 206 .
( 2 ) لا توجد ( الّا توجد صحيح است ) ، ط 6 ، ص 145 .
( 3 ) در تفسير عياشى ، جلد 1 ، ص 59 ، آمده است كه هرجا كه از ميوههاى بهشتى آمده ما همان ميوههاى بهشتى هستيم .
( 4 ) تفسير برهان ، ج 1 ، ص 154 .
( 5 ) تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ح 260 ، ص 104 .