تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
« فَأَتَمَّهُنَّ »
: و او ( ابراهيم ) خود در حقيقت واحد شد و در آن مقام تمكّن يافت . با توجّه به موارد بالا ، ظهور لطائف انوار پنجگانه محمد صلّى اللّه عليه و آله ، على ( ع ) ، فاطمه ( س ) ، حسن ( ع ) و حسين ( ع ) يا دوازده امام يا چهارده معصوم ، از لوازم اتمام آن كلمات بود ، چنانچه در مورد امتحان به ذبح فرزند نيز چنين است . بنابراين ، كلمات در اخبار ، به اين انوار تفسير شده است . از آنجا كه ابراهيم ( ع ) نسبت به محمّد صلّى اللّه عليه و آله ناقص بود ، اگر چه نسبت به ساير انبيا تامّ الكلمات باشد ، جمع سالم بدون لام آورد تا افادهء قلّت و كمى نمايد ، به خلاف محمّد صلّى اللّه عليه و آله آنجا كه فرمود :
« فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ »
، كه اينجا « كلمات » را اضافه نمود تا مفيد عموم باشد . و هنگامى كه كلمات به اتمام رسيد ، عبوديّت ، نبوّت ، رسالت ، خليل بودن و دوستى نيز به تمام و كمال رسيد ، زيرا آنها از لوازم آن كلمات هستند كه با تماميّت كلمات آنها نيز تمام مىشوند .

تحقيق مراتب خلق ، از جهت نبوّت ، رسالت ، دوستى و امامت

« قالَ »
: از جهت بزرگداشت و رتبه دادن به حضرت ابراهيم فرمود :
« إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
: و اين امامت و پيشوايى غير از پيشوايى و رهبرى گروهى است ، خواه آن گروه در ضلالت باشند ، يا در رشد و هدايت ، و نيز غير از امامت امام جماعت و جمعه است ، خواه امامت بر حق باشد يا بر باطل و غير از امامت بر حق جزئى است كه مشايخ و اساتيد اجازه در روايت يا در ارشاد به آن متّصف مىشوند و غير از امامت بر حق جزئى است كه هر نبىّ يا وصىّ به آن متّصف مىشود . بلكه امامت در اينجا ، برتر از جميع مراتب انسانيت است و آن عبارت از مقام تفويض كلى است كه بعد از ولايت و رسالت كلى حاصل
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 249 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى