تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
مطلب در نفس و نهاد او به وديعت گذاشته مىشود ، خواه در آن مراتب ظن و علم و وجدان خود را احساس كند ، يا نكند . پس در محور يافته‌ها و وجدانش جولان مىدهد ، بيش از جولانهاى سابق ، تا اينكه وجدان و يافته‌اش مشهود مىشود ، پس در محور آنچه كه مشهود او است بيشتر از سابق جولان مىدهد ، تا اينكه اتّصال پيدا مىكند . پس ، ملازم آن چيزى مىشود كه به او متّصل است ، تا جايى كه با او متّحد و يكى مىشود ، پس ملازم وحدت مىشود ، تا آنجا كه تنها آنچه كه با او متّحد شده است مىماند و بس و هر يك از اين مرتبه‌ها ، بر حسب شدّت و ضعف ، درجاتى دارند و براى سالك نيز در هر يك از درجه‌ها ، بر حسب تغيير و تمكينى كه در او پديد مىآيد ، حالات مختلفى است . حال اگر شخص متنبّه از حركت ايستاد و بر محور خود و مظنون و معلوم خويش چرخيد و دور زد ، مانند كسى است كه خداوند آيات خويش را به او عطا فرمود ، ولى او از آن آيات منسلخ شده و شرّ او ظاهر گشته است . مقصود از اتمام كلمات تام و كامل ، از جهت نسبت دادن به ابراهيم « عليه السّلام » است ، و گرنه از جهت خود كلمات ، آنها نه تنها تامّ و كامل هستند ، بلكه فوق تمام‌اند ، امّا تامّ و كامل كردن ابراهيم ، نسبت دادن آن كلمات به خود او است از باب اينكه توانسته است آنها را در خود محقّق كند ، و آن آخرين مرتبه ( كمال ) و درجه است . پس معنى آيه چنين مىشود ، كه به ياد آور در كار خود ، با بصيرت و بينا باشى ، يا در كار كسى كه به او سلوك و سير به آخرت را مىآموزى ، يا يادآورى كن تا كسى كه ارادهء سلوك به سوى خدا را دارد بداند آن هنگامى را كه خداوند ابراهيم را امتحان نمود ، به اين ترتيب كه طعم قسمتى از لطائف وجود غيبى را به او چشانيد و رايحه‌اى از آن را به مشام او رسانيد . پس ، يافت ، لذت برد ، شوق پيدا كرد ، به حركت آمد ، حل شد ، پاك گشت ، رسيد ، اتصال يافت و متّحد شد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 248 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى