شده و در اخبار بسيار ، به خود آن بزرگواران تفسير شده است . مولوى قدّس سرّه در اين پاره به انبيا و اوليا اشاره مىكند و چه خوب مىگويد :
گرنه پيدايند پيش نيك و بد * چيست با ايشان خسان را اين حسد
بر در اين خانه گستاخى ز چيست ؟ * گر همىدانند كاندر خانه كيست
ابلهان تعظيم مسجد مىكنند * در جفاى اهل دل جدّ مىكنند
آن مجاز است اين حقيقت اى خران * نيست مسجد جز درون سروران
مسجدى كو اندرون اولياست * سجدهگاه جمله آنجا خداست
بنابراين ، اگر غرضهاى شيطانى خواستار بناى مسجد باشد ، آن بنا مسجد نمىشود ، اگر در اصطلاح و قرارداد مسجد ناميده شود . بانى مسجد نيز اگر كسب نور ننموده ، خود روشن نبوده ، مطيع ولىّ امرش نشود ، كم اتّفاق مىافتد كه از اغراض منفك شود ، زيرا هر چه بسيار كوشد باز نزديك شدن خويش را به خدا ، غايت بناى مسجد قرار مىدهد و آن را انگيزهء بنا مىشمارد و صحت مثل آن در نهايت اشكال است .
و امّا آنچه كه در صحّت وقف گفتهاند كه مشروط به تقرّب الى اللّه و
هامش
اسمه ، يسبّح له بالغدوّ و الآصال . يعنى : در خانههايى كه خدا اجازه داد كه بلند كرده شود ( بالا رود ) و نام خدا در آنجا ياد شود ، او را هر بامداد و شبانگاه تسبيح مىكنند .