وسيلهء آن توجّه و استقبال به شيء مىشود و نيز وجه شيء ذات شيء است .
بدان كه حق اول تعالى ، بر حسب مقام ذات غيبىاش غيب مطلق و مجهول مطلق است ، نه اسمى دارد و نه رسمى ، و نه خبرى از او هست و نه اثرى ، امّا بر حسب مقام ظهور و فعلش ، هيچ خبر از چيزى نيست مگر اينكه او خود خبرى از آن است . و اسم و رسم براى چيزى نيست مگر اينكه او اسم و رسم آن چيز است ، و ظهورى براى چيزى نيست مگر اينكه او ظهور آن چيز است . پس او با فعلش ، بر همهء اشيا محيط است ، چنانچه خداى تعالى فرموده : او بر هر چيزى تواناست ، و او با شماست و او هم نخستين است و هم بازپسين و هم پيدا و هم پنهان ، و بر هر چيز داناست . « 1 » و چنانچه امام ( ع ) فرمود : داخل در اشياست ، نه مانند دخول چيزى در چيزى ، بلكه مانند دخول مقوّم در متقوّم است . « 2 » با توجّه به اين موارد ، معلوم مىشود ذاتا عبادت نمودن و توجّه به خدا ، اختصاص به بقعه و زمين خاصى ندارد ، ولى گاهى به سبب امور خارج از ذات براى بعضى از قطعههاى زمين امتيازى پديد مىآيد . مثلا اگر بزرگى نسبت به بعضى از جاها توجّه كاملى نمايد ، يا وطن ، يا محلّ تولّدش باشد ، يا آنجا را تعمير كرده ، يا در آنجا دفن شده باشد ، اين امتياز حاصل مىشود ، و همچنين است وقتى در مكانى نيّت صادقى ابراز و براى عبادت خدا ممتاز شده باشد .
امتياز بيت المقدّس و اختصاص آن به عبادت و توجّه آن در
هامش
( 1 ) سورهء حديد ، آيهء 3 .
( 2 ) اشاره به خطبهء نخستين نهج البلاغه دربارهء حمد و ستايش خدا ، كافى ، ج 1 ، ح 1 ، ص 85 .