تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥

ترجمه :

( 2 / 113 ) يهود گفتند : ترسايان بر حق نيستند و ترسايان گفتند : يهود بر حق نيستند ، در حالى كه هر دوى آنها كتاب ( آسمانى ) مىخوانند . آنان كه نمىدانند ، همچون گفتار ايشان ( گويند ) ، و خداوند روز قيامت در آنچه در آن اختلاف همىكردند ، ميانشان حكم نمايد .

تفسير :

« وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ »
: يهود گفتند : ترسايان بر چيزى از دين نيستند . اين عبارت عطف بر « قالوا » است ، يا عطف بر چيزى است كه « قالوا » بر آن عطف شده است . و آن نماياندن ادّعاى باطل ديگر آنان است كه بدون دليل بوده و همان موجب شده تا به علّت غرور و حماقتشان رسوا شوند ، و معلوم شود ، آنچه را دربارهء رسالت رسول خدا گفته‌اند ، از همين قبيل است و سخنى از روى حجّت و دليل نمىگويند .
« وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ »
: و ترسايان نيز گفتند : يهود بر چيزى از دين نيست ، در حالى كه كتاب را مىخوانند . يعنى اين سخن را گفتند در حالى كه آنها يعنى علماء تابع شرايع هستند ، يا علمايى هستند كه كتب الهى را خوانده‌اند و عالم ، ادّعاى بدون دليل ابراز نمىكند و در كتب الهى تأديبات و تعليماتى براى چگونگى اظهار دعوى هست . بنابراين عالم عاقل خوانندهء كتاب و تابع شرايع ، ادّعايى را بدون دليل اظهار نمىكند و مقصود از تكذيب آنها ، در اصل ادّعايشان نيست ، بلكه هر دو گروه ، اصل دعوى خويش را با وجود نسخ دينهايشان پس از دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله تصديق مىكنند . يا مقصود تكذيب آنها در اصل دعوى و سرزنش آنها در طريق اظهار مطلب است ، زيرا هر يك از دو گروه ، وقتى حق بودن سوى مقابلش را انكار مىكند ، به آن معنى است كه حق بودن نبى صلّى اللّه عليه و آله و دين و