ولوى ندارد ، بلكه همان طورى كه در اين معانى جارى است كه به معنى رفع حكمى است كه از آن استفاده مىشود ، در آيات آفاق نيز به معنى كنار نهادن و از بين بردن يا تغيير آنها وجود دارد . امّا ، نسخ جز در آياتى كه به عالم طبيعت باطل شدهاند ، جارى نمىشود . چه تدوينى ( نوشتارى ) و چه تكوينى ( هستى ) باشد . چون آنها آيات متشابه هستند كه در آنان نسخ جائز است و در آيات علوى ( نشانههاى عالم بالا ) نسخ جائز نيست ، زيرا آنها محكماتاند كه ام الكتاب « 1 » ( از ريشه و اصل كتاب ) است .
« أَوْ نُنْسِها »
: ننسها از باب افعال است ( انسى ، ينسى ، انساء ) و ننسخ از باب افعال ( انسخ ، ينسخ ، انساخ ) و نيز ننسها به فتح نون و سين هم خوانده شده . انساء عبارت از محو چيزى ( آيات ) از دلها به ابقاى وجود آنها در واقع ( در واقع وجود دارند ولى از دل محو شدهاند ) ، يا محو آثار آنها از دلها با وجود بقاى خود آنها ، يا بقاى حكم آنهاست .
« نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها »
: كه بياوريم بهتر از آنها يا مانند آنها ، بهتر از آن يا مثل آن در آيات تدوينى و احكام رسالت و آيات كوچك ( صغرى ) آفاقى اشكالى ندارد و امّا در آيات بزرگ ( عظمى ) آوردن بهتر يا همانند در انبيا به طور كلّى قابل تصوّر نيست . در حالى كه بنا به مضمون آيهء
« تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
« 2 »
»
( بعضى پيامبران بر برخى ديگر برترى دارند ) ، در حالى كه اكثر اخلاف انبيا از پيامبران پيشين خود فروتر بودند . پيامبرانى كه بعد از پيغمبران اولوالعزم بودهاند ، مرتبهء ايشان به پاى آنها نمىرسيده است . پس چگونه قرآن مىگويد : بهتر مىآوريم ؟
هامش
( 1 ) اشاره است به آيهء 5 ، سورهء آل عمران كه مىفرمايد :هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ . . .ترجمه و تفسير آن در سورهء آل عمران خواهد آمد .
( 2 ) سوره بقره ، آيهء 254