برخى از اخبار ، اين مراتب ده تا ياد شده و در خبرهاى ديگر ، 49 منزل ، كه هر جزئى خود 10 جزء دارد و اين دليل آن است كه احكام به اختلاف اشخاص تفاوت دارد و آن بزرگواران ، بر حسب حالات مردم ، يا بر حسب احوال شخصى واحد امر و نهى مىكردند . زيرا آنها ، پزشك روانها هستند و پزشك رعايت بيمارى مريض و حالات او را مىنمايد و به حسب مرضها و حالاتشان ، به مسائل آنها پاسخ مىدهد و غذا و دوايى براى آنان فراهم مىكند و اينكه خدا فرموده :
قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي
« 1 » ، « بگو اين راه من است ، من و كسانى كه پيرو من هستند ، شما را به سوى خدا مىخوانم بر بصيرت و بينشى كه لازمهء آن است ، من و هر كس كه پيرو من است ، از آن بهرهمند مىشود » ، بر اين مطلب دلالت دارد ، زيرا معنى بصيرت ، ديد باطن است و در ديد باطن ، احوال دعوت شونده دعوتى مناسب و در خور حال او و آنچه به آن فرا خوانده مىشود و راه و روشى كه بايد بپيمايد ديده مىشود .
« الآية » : آيه بر وزن فعله ( اييه ) به سكون يا بر وزن فعله ( اييه ) و يا بر وزن فاعله است كه مخفف شده ( اييه آيه ) و به معنى علامت است و جمع آن آيات و آى و آياء بر وزن افعال است . بر نشانههاى كتاب تدوينى آيه گفته مىشود ، زيرا آنها نشانههاى خداى تعالى و نشانههاى رسالت رسول خدا هستند و نيز بر احكام رسالت نبوّت اطلاق مىشوند زيرا آنها نيز علامات خداى تعالى و نشانههاى رسالت و رسول امتاند و نيز نشانههاى آفاق و انفس ( جهان بيرون و درون ) را هم آيه نامند ، زيرا آنها نيز علامت خداى تعالى هستند . به ويژه ، آيات عظماى حق تعالى ( انبيا و اوليا كه انسانهاى كاملاند ) علامتهايى هستند كه بيانگر تمام نامها و صفات حقاند . پس نسخ ، اختصاص به آيات تدوينى و اخبار نبوى و
هامش
( 1 ) سوره يوسف ، آيهء 108 .