مدارا را دوست دارد » .
از مداراى خدا نسبت به بندگان ، اين است كه كينه و مخالفت آنها را از دلهايشان بيرون مىكشد و آنها را مخالف هوس و دلخواهشان مىكند و از جمله مداراى او نسبت به مردم ، اين است كه آنها را بر امرى وامىگذارد كه مىخواهد از ميان بردارد ، و اين براى آن است كه حلقههاى سنگين تكليف و ايمان به تن آنها نشيند و يكباره بار آنها سنگين گشته و ناتوان شوند . پس هرگاه چنين بخواهد ، امرى را به امرى ديگر نسخ مىكند .
از زراره نقل شده كه گفت « 1 » : « از امام محمد باقر ( ع ) ، دربارهء مسألهاى پرسيدم . او به من پاسخى داد . بعدا مرد ديگرى آمد و از او دربارهء همان مسئله پرسيد . آن حضرت پاسخ ديگرى داد كه خلاف پاسخ من بود . بعد ، شخص ديگرى آمد . آن حضرت پاسخى داد كه خلاف پاسخ من و رفيق من بود . وقتى كه آن دو مرد بيرون رفتند ، گفتم : « اى پسر رسول خدا ! اين دو تن از اهل عراق ، از شيعيان تو آمدند و از تو يك مسئله پرسيدند و تو به هر كدام پاسخى ديگر دادى كه با پاسخ رفيقش تفاوت داشت . پس آن حضرت فرمود : اى زراره ، اين محققا براى ما بهتر است و شما و ما را پايدارتر مىكند و اگر همهء شما شيعيان يك رأى باشيد ، مردم به وحدت و اعتقاد شما نسبت به ما پى مىبرند و زندگى ما و شما متزلزل و ناپايدار مىشود » .
از امام باقر ( ع ) نقل شده كه : « مؤمنان در مراتب و منازل مختلف قرار دارند . بعضى در منزل اول و برخى در منزل دوم . به همين ترتيب ، تا مرتبهء هفتم هستند ، كه اگر آنچه مربوط به دومى است به اولى گفته شود ، پايدار نمىماند و به همين ترتيب ، در هر كدام از اين مراتب هفتگانه . در
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 112 .