تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

تفسير :

« وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا »
: و اگر يهود و نظاير آنها ، يعنى ناصبيها « 1 » به ايمان عام يا به ايمان خاص ايمان آورند ، يا به كتابى كه آن را پشت سر خود انداختند ، اقرار و اعتراف كنند و پرهيزكار شوند ، پاداشى كه از خدا دريافت مىدارند ، بهتر خواهد بود . اين عبارت ، بر
« لَمَنِ اشْتَراهُ »
، يا بر ديگر جمله‌هاى پيش ، عطف شده است ، اما عطف بر
« لَمَنِ اشْتَراهُ »
، بر حسب اجزاى پس از آن ، مناسب‌تر است .
« وَ اتَّقَوْا »
: و بترسند و بپرهيزند از مخالفت با كسانى كه با او بيعت كردند ، يا از پيروى آنچه شيطانها براى آن مىخوانند ، بپرهيزند .
« لَمَثُوبَةٌ »
: بهره و پاداشى كه نصيبشان مىشود .
« مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ »
: از نزد خدا بهره و پاداشى كه نصيبشان شود ، نيكوتر و بهتر است . اما علت آنكه « مثوبه » يعنى بهره و پاداش را « نكره » آورده ، براى آن است كه اشاره به اين مطلب باشد كه آنچه بر آن پاداش ، چه اندك باشد يا بسيار ، به هر حال خير است . و علت آنكه جملهء فعليه نياورده است ، براى آن است كه اشاره به اين باشد كه اصل پاداش دادن امرى مسلّم است و نيازى به بيان ندارد . آنچه كه محتاج به بيان است ، لزوم بهتر بودن پاداش است ، نه اصل پاداش . از اين رو ، در آيه ، مورد ترجيح ( مفضل عليه ) را ذكر نكرده ، زيرا مورد اعتنا و اهميت نبوده است ، تا اينكه ذهن شنونده هر چيزى را به خاطرش خطور مىنمايد ، همان را فكر كند و پاداش بداند .
« لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ »
: « لو » يا براى تمنّى يا براى شرط است ، يعنى اى
هامش
( 1 ) ناصبىها كسانى هستند كه در دشمنى نسبت به اهل بيت پابرجا هستند و كينهء خود را نسبت به آنان ظاهر نمودند ، مانند معاويه و يزيد . در نجاست و كفر آنها هيچ شك و شبهه‌اى نيست ، البته كفر آنها مقابل ايمان است ، نه مقابل اسلام ، ولى بسيار پليد هستند .