تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
زوايدى از روايت براى آن مىسازد ، سپس بر آن قطعيت مىدهد تا اينكه شبهات را بپوشاند . مانند تار بستن عنكبوت كه نمىداند درست است يا خطا . اين چنين شخص آن چيزى را كه منكر آن است از جمله علم نمىشناسد ، و غير از آنچه به آن رسيده ، آيين و راه و روش نمىداند . اگر چيزى را با چيزى مقايسه كند ، خودش را تكذيب نمىنمايد . اگر چيزى بر او تاريك باشد ، آن را پوشيده مىدارد ، او نمىداند كه آن از جهل خود او است . اين كار وى براى آن است كه به او نگويند ، نمىداند ، پس از آن ، به گستاخى بيشترى رو آورده ، به قضاوت مىپردازد ، پس او كليد همهء تيرگيها و اجراى كارهاى بىدليل « 1 » است . بر مركب شبهه سوار است و ركاب مىزند و مىتازد . جهل وى او را به ديوانگى وامىدارد . آنچه نمىداند ، از آن پوزش نمىخواهد تا اينكه تسليم شود ( مىترسد كه تسليم شود ) . براى او دشوار نيست كه علمى را به ضرس قاطع بيان كند و آن را غنيمت مىداند ، يا روايت را مانند كسى كه خرمن را باد مىدهد بدون تحقيق ، مانند كاه به هوا مىفرستد . ما تركها و ارثها از او گريان و خونها از او در فغان است . با قضاوت خويش ، فرج حرام را حلال مىشمارد و فرج حلال را حرام مىداند . و به آنچه دسترسى مىيابد ، سير نمىشود ، او را شايستگى دريافت حقيقت نيست ، زيرا در ادعا به دانستن حق به افراط گراييده است « 2 » . طبق فرمودهء على ( ع ) ، آن شخصى كه خدا وى را به خودش واگذار نموده است اشاره است به آن كس كه از در هدايت وارد نشده و دانش خويش را از اهلش كه خداوند به اخذ دانش از آنان امر فرموده ، دريافت نكرده است . پس ، به نماز و روزه حريص گشته است و در نتيجه
هامش
( 1 ) عشوات ، جمع عشوه و عشوه به تثليث عين بر امرى سوار شدن بدون بيان است . و فتحه به معنى تاريكى است . ( مصحّح ) ( 2 ) تفسير صافى ، ج 1 ، حديث 6 ، ص 54 .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 198 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى