مردم شيفتهء او شدهاند ، زيرا او را از پارسايان ديدهاند ، و گمان كردهاند كه وى از خواص اهل اللّه است و در نتيجه به او اقتدا نمودهاند .
اما دستهء دوم ، كه على ( ع ) در حديث مذكور يادآور شده ، اشاره به علمايى است كه داخل باب ولايت نشده ، علم خود را از اهلش دريافت نكرده ، بلكه آن علم را از كتابها و مردم گرد آوردهاند و در واقع ، خيالات واهى مردم را پذيرا گشتهاند . لذا ، دربارهء اينان ، على ( ع ) كلمهء قمّش را به كار برده ، كه جمع قماش است ، به معنى چيزى كه روى زمين افتاده ، زيرا آن شخص كسى است كه هر چيز كوچكى را جمعآورى مىكند و نيز خيالات پست و واهى مردمى را كه مسائل علمى مىدانند ، گرد آورده است و همين علم را على ( ع ) ، جهل ناميده و فرموده است :
« قمّش جهلا فى جهال النّاس » يعنى چيزهايى را كه علماى مردم به آن علم مىنامند ، جمع كرده است . علمايى كه مردم نمايان ، آنان را عالم ناميدهاند ، بنابراين ، معنى طبق آنچه كه از معناى علم و اطلاقهاى آن دانستى ، چنين مىشود :
« وَ لَقَدْ عَلِمُوا »
، يعنى درك كردند به نوعى از ادراك كه در عرف اهل اللّه جهل ناميده مىشود و آنچه دريافتند ، اين بود كه آنچه را خريدند ، در آخرت از آن بهره و نصيبى ندارند و چه بد خود را فروختند ، كه اگر در حقيقت بدانند ، از اين داد و ستد خوددارى مىكنند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 103 ]
وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 103 )
ترجمه :
اگر آنها به حقيقت ايمان آوردند ، پرهيزگار شوند . پاداشى كه از خدا دريافت مىدارند بهتر از هر چيز خواهد بود . اى كاش مىدانستند .