گرچه باشد وقت بحث اين علم زفت * چون خريدارش نباشد مرد و رفت
علامت علم اين است كه عالم خواهان خلوت گزيدن با معلومات خويش باشد و از اين رو از مطمئنترين برادران خود نيز گريزان است ، تا چه رسد به غير . و از جهت حبّ فى اللّه و عشق حق ، نه تنها خواهان سالكان راه خدا ، بلكه تمام خلق خداست و گوياى اين بيان است كه :
مشترى من خداى است و مرا * مىكشد بالا كه اللّه اشترى
خونبهاى من جمال ذو الجلال * خونبهاى خود خورم كسب حلال
و آنكه غير از اين باشد ، با قوّت درنده خويى خويش ، بر آنان كه امكان داشته باشد مسلّط مىشود و بر امثال خود ، از مردمانى كه مىپندارد چون چهارپايان طبق ميل او رفتار مىكنند ، به سلطه و ادامهء تجاوز مىپردازد ، ولى به آنانى كه ظن و گمان دارد كه خواستههايش را برمىآورند ، چاپلوسى مىكند و تفاوتى هم نمىكند چه در شرافت از او پستتر ، يا مانند او و يا برتر باشند . پس معنى حديث اين است كه :
گروهى از جويندگان دانش ، علم را براى افزونى مدركات مىخواهند كه آن به سبب استمداد شيطانى حاصل گشته و موجب زيادى جهل مىشود و صفت اين صنف همان است كه معصوم ( ع ) مىفرمايد :
گروهى علم را از جهت تقويت قوّه غضبيه طلب مىكنند كه ظهورش در سلطهجويى است و براى تقويت قوّه حيوانى مىخواهند كه به صورت فخرفروشى و تملّق ظاهر مىشود . و گروهى آن را براى فهم و زياد كردن علم اخروى و شدّت دادن به آن طلب مىكنند . امّا عقل كه در واقع كمال ادراك است ، مبتنى بر تعقّل است و آن مقابل نقصان آن گونه ادراكى است كه مبتنى بر شيطنت و جهل باشد . از امير المؤمنين على ( ع ) ، روايت