تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
كه مدّعى دانش است ، به آنچه نزد او است عجب يافته و خودپسند گشته ، به دنيا فريفته شده است و ديگران را مىفريبد . او جاهل ساده نيست ، بلكه كسى است كه آدمهايى شبيه مردم ، آنها را عالم مىدانند . او از ظاهر و پوستهء علم گنجينه‌اى فراهم كرده و آنها را در جهت خواستهاى خود تهيّه نموده است . براى او ، دانش محض و آنچه در جادّه حقيقت علم گفتيم ، وجود ندارد ، با وجود اينكه او پر است از ادراكهاى جهلى كه موجب ازدياد سلطنت شيطان بوده و همان تسلّط جهل و نادانى است . عمل او به فرمان شيطان و در جهت جلب آن چيزهايى است كه نفس ، آنها را مىجويد و آنچه ملايم نفس او نباشد ، دفع مىكند ، بىآنكه علمش را در جهت پرداختن به آخرت ، به كار برد . اين شخص ، فرمان‌بر شيطان است كه با قوّهء درّاكه و حيلهء شيطانى ، دايم مىخواهد آنچه تهيّه كرده ، به مردم بنماياند ، و در مجالس داد سخن دهد ، تا همنشينان را با عجب و خودپسندى خويش بيازارد و مزخرفات و چيزهاى بىارزش خود را ظاهر كند و به كسانى كه مىپندارد همانند يا بالاتر از او هستند ، خودنمايى ورزد . مولوى قدّس سرّه ، چه خوب فرموده است :
علم تقليدى و تعليمى است آن * كز نفور مستمع دارد فغان
چون پى دانش نه بهر روشنى است * همچو طالب علم دنياى دنى است
طالب علم است بهر عام و خاص * نى كه تا يابد از اين عالم خلاص
علم گفتارى كه آن بىجان بود * عاشق روى خريداران بود