تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
مطلق به ادراك است كه لفظ علم با همان مفهوم عرفى بر آن اطلاق شد است و اينكه فرموده است ، گروهى علم را براى جهل مىجويند ، يعنى علم مىجويند ولى ادراك آنها براى جهل است ، يعنى غايت درخواست آنها از علم جهل است . اگر چه به ظاهر اين حديث با حديث قبلى تناقض دارد ، ولى چنين نيست . اكنون بيان اين حديث را به نحوى كه تناقض پنداشته نشود . مىگوييم و آن اين است : انسان داراى قوّه درك كننده‌اى است كه از آن به قوّه علّامه و قوّه نظريه تعبير گشته و نيز ، داراى قوّه عملى است كه به قوّه عمّاله تعبير مىشود . قوّه عمّاله ( توان كردارى ) به دو قوّه شهويّه ( كه جاذب منافع و لذّتهاست ) و غضبيّة ( كه دافع زيانها و رنجهاست ) تقسيم مىشود . اين سه قوّهء ( علّامه ، شهويّه و غضبيّه ) ، يا فرمان‌بر قوهء عاقله بوده خدمتگزار خردند كه تسليم آنها به عاقله‌اى كه رسول باطنى است صورت نمىگيرد ، مگر اينكه فرمانبردار ولىّ امرش كه همان عقل خارجى است ، شوند . اين قواى سه‌گانه ( علّامه ، شهويّه ، غضبيّه ) ، مسخّر شيطان و خدمتگزار او هستند . حال اگر اين قوا خادم قوّه عاقله باشند ، ادراك قوّهء علّامه ، علم است ، كه موجب عمل اخروى و علم ديگرى مىشود . در اين صورت ، عمل قوّه عمّاله براى آخرت است ، خواه آن شهوى باشد يا غضبى و آنها موجب علم ديگر است ، كه غير همان علمى است كه محرّك عمل است . اگر آن قوّه مسخّر شيطان باشد عمل او موجب زيادى جهل مىشود ، زيرا جهل حقيقى ، همان پادشاهى شيطان است ، البته منظور از اين جهل ، آن نادانى نيست كه عدم ملكه علم باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) ملكه و عدم آن ، تقابل بين اشياء بر 4 قسم است : الف ) تناقض ، و آن دو امر وجودى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 193 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى