تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
متوجّه امور جزئى باشد كه در عالم وجود دارد . همين است معنى اينكه لازم بودن علم به عمل كردن به آن ، خود مستلزم آن است كه آن دانش به علم ديگرى كه روى به آخرت دارد ، منتهى شود . امّا سنّت پايدار ، عبارت است از : علوم قالبى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يا جانشين او گرفته شده و عامل به آن ، از كجى دور ، از افراط و تفريط بر كنار و ميانه باشد . يا اينكه آن علم بتواند امور مهمّ صاحب علم را در دنيا و آخرت كفايت كند ، زيرا سنّت به حسب عرف و لغت ، معانى متعدّدى دارد . از آن جهت كه صاحبش را به سوى عمل مىكشاند . زيرا نام‌گذارى علوم بر سنت ، جز به اعتبار عمل نيست و كلمه قائمه ( سنّت قائم ) از « قام » است ، به معنى راست و متعادل . به هر دو معنى وصفى است ، براى حال آنكه فعل « قام » متعلق به او است ، پس « سنّت قائم » به معنى سنّتى است كه صاحبش به آن قيام دارد . يا اين كلمه از « قام المرآة » ، يعنى نيازمنديهاى زنش را به عهده گرفت و مخارج او را پرداخت و نيازهاى او را برآورد . كه به اين معنى وصفى به حال خود موصوف است ، پس عمل و روى نمودن به سوى آخرت از مفهوم هر دو كلمه اخذ شده است ( از معنى كلمه فريضه عادله و سنت قائمه ) . مانند اين سخن ، حديثى است كه از حضرت صادق ( ع ) دربارهء اقسام علم روايت شده كه فرمودند : طالبان علم سه دسته‌اند ، به ذات و صفات ويژه‌شان آنها را بشناسيد . صنفى براى نمايش نادانى و خودنمايى آن را مىجويند ، گروهى براى زورگويى و گردن فرازى و ختل « 1 » ، دسته‌اى هم براى فهم و خرد . آنكه داراى جهل و خودنمايى است ، موذى و خودنماست و در
هامش
( 1 ) ختل ، مانند ضرب ، ارباب ضرب است و به معنى يارى در فريب و نيرنگ است . ماضى آن ختل و مصدر آن ختلا و ختلانا است ( مصحّح تفسير )