پس خداى تعالى فرمود :
« قُلْ »
اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! به آنان بگو :
« مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ »
: كسى كه دشمن جبرئيل باشد ، او دشمن خداست . زيرا ( فانّه نزلة ) ، همانا جبرئيل قرآن را نازل نموده است .
آوردن ضمير شأن ، بدون يادى از قرآن كه به صراحت از قرآن نام نبرده است ، دلالت بر بزرگ شمردن آن دارد ، زيرا قرآن ، بىنياز از اين است كه قبلا از آن يادى به عمل آمده باشد ، چه خودش ، خودش را معرّفى مىكند .
« عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ »
: و جبرئيل ، قرآن را به اذن خدا در قلب تو نازل فرمود .
پس ، هر كه با فرستادهء خدا ( جبرئيل ) مخالفت كند ، با فرستندهء ( خدا ) دشمنى ورزيده است .
يا اينكه هر كس به جبرئيل دشمنى ورزد ، بايد خفه شود . زيرا جبرئيل بوده است كه قرآن را كه تصديقكنندهء كتاب شماست و در آن پيامبرى من ( حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ) اثبات گشته و دين شما نسخ شده است ، در قلبم نازل فرمود و مرا در اين طريق ، به اذن خدا يارى داده است .
يا بگوييم ، كسى كه به جبرئيل دشمنى ورزد ، هيچ راهى و وجهى ندارد . چون جبرئيل بود كه قرآن را ، كه تصديقكنندهء كتاب شما و تصحيحكنندهء دين شماست بر دل من نازل نموده است . پس بر شما لازم است ( به خاطر خودتان هم كه شده است ) او را دوست بداريد نه اينكه با او دشمنى ورزيد .
پس قول خدا
« فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ »
، سبب و علّت به جاى مسبّب نشسته است و حق عبارت از اين بود كه به جاى « على قلبك » ، عبارت « على قلبى » ( در دل من ) ، گفته شود . ولى از مطلب عدول كرده آن را به