تفسير :
« وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ »
: در حالى كه آنها را حريصترين مردم به زندگى كوچك و پست دنيا مىيابى و آنان به دنيا نمىنگرند تا آن را بشناسند ( از آن جهت كه حقيقت دنيا را درك كنند به دنيا نگاه نمىكنند ) . همين امر ، دليل آن است كه ( به علّت نشناختن ناپايدارى دنيا ) به دنيا ، رو آورده به آخرت و نعمتهاى آن پشت كردهاند و به آن گرايشى ندارند . پس با وجود اين ، چگونه مىتوانند آرزوى مرگ نموده ، خواستار سراى آخرت شوند .
« وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا »
: اين عبارت ، عطف به كلمهء « ناس » است كه در واقع « من النّاس » بوده است و اختصاص اين حكم به مشركان و تخصيص بعد از عموم ( ناس ) براى اين است . مشركان حريصترين مردم به زندگى دنيا هستند .
« يَوَدُّ أَحَدُهُمْ »
: اضافهء « احد » به « هم » آن را به بدل عموم مقيّد مىكند .
« لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ »
: هر يك از آنها دوست داشتند كه هزار سال عمر كنند .
لفظ « لو » مصدرى است . معنى عبارت اين است كه هزار سال عمر كردن را دوست دارند ، زيرا از خدا و آخرت و نعمتهاى آن غفلت نموده به دنيا و نعمتهاى آن خود را آرامش بخشيدهاند و اين شأن دوستداران خدا ، آنان كه آخرت و نعمتهاى آن را خواستارند ، نيست .
« وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ »
: هزار سال عمر كردن هم آنها را از عذاب الهى دور نمىكند .
« هو » به « احدهم » باز مىگردد . « ان يعمّر » فاعل است .
يا اينكه « هو » به عمر كردن كه مستفاد از « يعمّر » است ، بازمىگردد .