فاعل « مزحزحه » به مرجع « هو » برمىگردد و مفعول آن به « احدهم » برگشته و « ان يعمّر » بدل آن است . يا ، « هو » ضمير مبهم است ، مانند ضمير شأن ، و « ان يعمّر » تفسير آن است .
« وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ »
: و خدا به آنچه مىكنند ، آگاه است .
اين عبارت تهديد آنهاست ، زيرا كه افعالشان با گفتارشان يكى نيست .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 97 ]
قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِينَ ( 97 )
ترجمه :
( 2 / 97 )
بگو ، هر كه دشمن جبرئيل است ، باشد ، كه او ( جبرئيل ) آن كتاب را بر قلب تو ، به اذن خدا نازل كرده است . در حالى كه تصديقكننده است آنچه را پيش روى او بوده و ( نور ) هدايت و بشارت براى مؤمنان است .
تفسير :
يكى از گفتههاى يهوديان اين است كه جبرئيل دشمن ماست . زيرا ، او فرشتهء نگهبان كشتار ، سختى ، جنگ و خشكسالى است . و او است كه در خرابى بيت المقدّس دشمن را يارى كرد ، چون دانيال را از كشتن بختالنّصر باز داشت و بر كشتار بنى اسرائيل و خرابى بيت المقدّس كمك كرد . زيرا اگر او ، دانيال را از كشتن بختالنّصر منع نكرده بود ، كشتار و خرابى به بار نمىآمد و طبق اين عقيده ، بنا بر برخى از روايات كه نقل آن با اختلاف بيان شده است ، به حضرت محمّد گفتند : اگر ميكائيل به سوى تو مىآمد ، به تو ايمان مىآورديم و اگر جبرئيل بر تو وارد شود ، ما به تو نمىگرويم ، چه او دشمن ماست « 1 » .
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 150 .