2 ) روح قوّه و توانايى ، كه در آن جنبش و كوشش است .
3 ) روح شهوت ، كه خوردن و نوشيدن و آميزش با زنان از راه حلال برخاسته از آن است .
4 ) روح ايمان كه در آن امنيّت و عدالت موجود است .
5 ) روح القدس كه نه مىخوابد و نه غفلت مىورزد و نه به سرگرمى و سرگردانى مىپردازد .
« أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ »
: چرا بعد از آنكه پيامبران يكى پس از ديگرى آمدند ، نسبت به آنها تكبّر ورزيديد و گروهى را تكذيب كرديد و برخى را كشتيد ؟ آيا از اعمال زشت گذشتهتان خوددارى نمىكنيد ؟
« رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ »
: پس هر وقت پيامبرى آمد كه از خواستههايتان پيروى نكرد و به شما امر كرد كه اطاعت حق كنيد و از شهوات بپرهيزيد .
« اسْتَكْبَرْتُمْ »
: سركشى آغاز كرديد . و از پيروى و فرمانبردارى رسول خدا چون گذشته سرباز زديد .
« فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ »
: و عدهاى از شما او را تكذيب كرديد ( به معنى تكذيب مىكنيد ) .
علّت اينكه لفظ ماضى آمده است و به جاى تكذبون « تكذيب مىكنيد » ، كذبتم « تكذيب كرديد » ياد شده است ، براى آن است كه بر تحقّق آن دلالت كند ، كه گويا واقع شده است ، ولى به معنى آينده است .
« وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ »
: و عدّهاى را مىكشيد .
در اينجا ، « تقتلون » به لفظ مضارع آمده است چون در اينجا اصل مضارع است و ماضى بر خلاف اصل است . از سوى ديگر ، به خاطر مراعات رءوس آيهها ( كاربرد فاصلهها « 1 » ) است .
هامش
( 1 ) كاربرد سجع را در قرآن مجيد فاصله گويند .