چنان كه همين طور قرائت شده است و آن را مخفّف كرده لامش را ساكن نمودهاند و « غلف » خواندهاند .
معنى آن ، اين است كه دلهاى ما ، ظروفى براى علوم است و ما را به آنچه آوردهاى نيازى نيست . يا در علوم ما خبرى و اثرى دربارهء تو نيست .
در تفسير امام ( ع ) ، پس از ذكر قرائت « غلف » ( به ضمّتين ) آمده است كه : چون « غلف » خوانده شود ، چنان است كه مىگويند دلهاى ما پوشيده در پوششى است كه سخن تو را نفهميده ، حديث تو را در نمىيابيم .
چنان كه خداى تعالى فرموده است :
« قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ »
گفتند : دلهاى ما در پوششى است كه به آنچه ما را به آن مىخوانى ، در گوشهاى ما سنگينى و كرى است و بين ما و شما پردهاى است .
هر دو قرائت درست است ، چون آنها هر دو معنى را گفتند و خدا اين گفتهء آنان را رد كرده و فرمود ، مسئله چنان كه مىگويند ، نيست « 1 » .
« بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ »
: بلكه خدا به ناسپاسى آنان بر محمد صلّى اللّه عليه و آله نفرينشان كرد ، از اين رو ، آنان تحت تأثير قرار نگرفته آنچه دربارهء تصديق محمد صلّى اللّه عليه و آله است ، درك نمىكنند .
« فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ »
: پس آنها كه ايمان آوردند ، كم هستند .
لفظ « ما » زايد بوده يا صفت براى « قليل » است تا قلّت و كمى را تأكيد نمايد .
كلمهء « قليلا » صفت مصدر محذوف است و « ايمانا قليلا » بوده است ، يعنى داراى ايمان كمى هستند .
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 142 .