از سرزمينهايتان بيرون مىكنيد .
« تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ »
: و در كشتن اين كشتهها و اخراج آنها ، يكديگر را پشتيبانى و يارى مىكنيد .
« بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ »
: و به گناه و دشمنى روى مىآوريد ، در حالى كه شما مأمور به آنيد كه به نيكوكارى و پرهيزگارى با هم پشتيبان و همراه باشيد و از همراهى و هميارى در گناه و دشمنى ، نهى شدهايد .
« وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى »
: و اگر اين كشتهها و اخراجشدهها و يا اسيران به نزد شما بيايند .
اسارى ، جمع « اسرى » است كه آن جمع اسير است و اين جمع الجمع است . گفته شده است كه اسارى ، از همان اول جمع اسير است .
« تُفادُوهُمْ »
: براى آزادى آنها فديه مىطلبيد . منظور اين است كه كشتن و اخراج آنها ناشى از غيرت دينى و اجراى فرمان الهى نبوده ، بلكه ناشى از هواهاى نفسانى و غرضهاى فاسد شماست .
زيرا ، اگر اين قتل و اخراج به خاطر اجراى فرمان الهى بود ، بايد شما به آن راضى بوديد ( خواه از شما باشد يا از غير شما ) . در حالى كه اگر اين كار ، از غير سر زند و شما را اسير كنند ، نسبت به آنان تعصّب مىورزيد و با مالهاى خودتان فديه مىپردازيد .
« وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ »
: و اخراج آنان بر شما حرام است .
هو ، ضمير شأن يا مبتدايى است كه به « اخراجهم » كه در ضمن « تخرجون » ياد شده است ، باز مىگردد . و « اخراجهم » مذكور بدل از « اخراجهم » ضمنى است .
مىتوان گفت « هو » مبتداى مبهم است كه به وسيلهء « اخراجهم » تفسير شده است .
« أَ فَتُؤْمِنُونَ »
: آيا اذعان و اعتراف مىكنيد ؟
« بِبَعْضِ الْكِتابِ »
: به بعضى از نوشتههايى كه براى شما نوشته شده