بدن گاو بزنيد . پس آن را به دم گاو زدند .
روايت شده است كه آنان قطعهاى از بدن گاو را كه دم در آن بود ، گرفتند - اين همان است كه خدا فرزند آدم را از آن آفريده است و بر آن سوار مىشود ، وقتى كه خلق جديدى پديد آورد . سپس ، بدن مقتول را به آن زدند و گفتند : بار خدايا ! به مقام محمد صلّى اللّه عليه و آله و خاندان پاكش ( ع ) اين مرده را زنده گردان و او را به سخن گفتن آور ، تا دربارهء قتلش خبر دهد .
پس سالم و كامل به پا خاست و گفت : اى پيغمبر خدا ، اين دو پسر عمو ، از روى حسد و به خاطر دختر عمويم مرا كشتند و در اين محلّه انداختند تا خونبهاى مرا بگيرند .
پس موسى آن دو مرد را گرفت و كشت .
روايت شده است كه آن مقتول زنده شد و با توسل به محمد صلّى اللّه عليه و آله و خاندانش از خدا خواست كه در دنيا بماند تا از دختر عمويش متمتّع شود و دشمنانش كيفر ببينند و خدا به او روزى فراخ و پاكى ارزانى دارد .
و خداى تعالى هم به او هفتاد سال ديگر عمر داد ، در حالى كه قبل از كشته شدن 60 سال عمر داشت و تا آخر عمر حواسش سالم و شهواتش قوى بود و از حلال دنيا بهرهمند شد و با همسرش به خوشى زيسته نه او از زنش جدا شد و نه زن از او ، و با هم مردند و به بهشت رفته هر دو از نعمتهاى آن بهرهمند شدند « 1 » .
« كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى »
: اين چنين خدا مردگان را زنده مىكند ، يعنى پس از آنكه كشته را به بعضى از قسمتهاى بدن گاو زدند و او زنده شد .
پس ما گفتيم : اين چنين مرده را زنده مىكنيم ، بنابراين ، زندگى پس از مرگ امر شگفتى نيست . يا اينكه بعد از زدن گاو و زنده شدن مقتول ، در
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 129 .