شده است كه هيچ كس پيش از او يادآور نشده است ؛ همانطور كه خود وى ، در مقدّمهء تفسير نيز به صراحت بيان نموده است .
همهء آنچه در تفسير آيات ذكر شده است كلّا مستند به احاديث و اخبارى مىباشد كه از مصادر عصمت ( ع ) روايت شده است .
سلطان على شاه چون به شيخ و مرشدش حاج محمّد كاظم سعادت على شاه ، علاقه و ارادت بسيار داشت ؛ سه اثر از آثار خود : « سعادتنامه ، بيان السّعادة ، مجمع السّعادات » را به نام ايشان نمود ؛ همانطور كه مولوى بلخى خراسانى ، ديوان خويش را به اسم مرشدش شمس تبريزى نام نهاد ، مولى محمّد تقى كرمانى - مظفّر على شاه - ديوان اشعارش را به نام مرشدش مشتاق على شاه پايان بخشيد - كه خدا ايشان را بيامرزاد .
خصوصيات و ويژگيهاى اين تفسير
اين تفسير ويژگيهائى دارد كه در ديگر تفاسير نمىباشد :
1 - ربط آيات و قرار دادن آيات لاحق مربوط به سابق در حالى كه همهء آيات قرآن به ترتيب نزول جمع آورى نشده است و مؤلّف خود نيز بدان اعتقاد دارد در عين حال ايشان عقيده دارد كه تأليف آيات قرآن به ترتيب موجود ( محصور بين دو جلد ) دليل آن است كه علم الهى و ارادهء ازلى بر آن تعلق گرفته است كه اين آيات بدين ترتيب جمع آورى شود .
چنان كه خداى تعالى مىفرمايد :
إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ
( البتّه ما ، آن را جمع كرده ؛ به صورت قرآن در مىآوريم ) .
پس در واقع و نفس الامر ، كلّيّهء آيات مربوط به هم بوده ، منظّم مىباشند و لازمهء آن اين است كه در معنى نيز بهم مربوط باشند . اگر چه جمع آنها به ترتيب نزول نبوده است ؛ ازاينرو به اعتقاد ما جائز نيست كه آيات بدون نظم فعلى مرتّب گردد و آنچه بين دو جلد ( قرآن ) است كلام