تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
لباسى ممكن و جائز است و هيچ تفاوتى بين كسى كه در لباس اهل علم يا در لباس حكومتى يا غير آن باشد ؛ نيست . به خلاف بسيارى از سلسله‌هاى صوفيّه كه داراى خرقهء مخصوص و تاج مشخّصى مىباشند . بگونه‌اى كه هر كس داخل اين سلسله شود حتما بايد به لباس مخصوص مقيّد گردد . در بعضى از طريقه‌ها تقيّد به لباس ، مخصوص مجالس ذكر است ( كه در آنجا ، لباس مخصوص مىپوشند ) ولى در طريقهء نعمت‌اللّهى اين قيد در مجلس ذكر و غير آن اصلا وجود ندارد . حضرت مؤلّف جليل نيز چون به اين سيره و روش مقيّد بود ؛ و هيچ يك از واجبات بلكه مستحبّات را ترك ننموده ؛ و در ترك محرّمات بلكه مكروهات نيز ثابت قدم و استوار بود و خود در دنيا به كار اشتغال داشت لذا پيروان و مريدانش را نيز به اين امور فرمان مىداد و شديدا در رعايت و حفظ آنها كوشا بود . سر انجام ايشان را در شب شنبه 26 ربيع الاول سال 1327 قمرى خفه كرده و غرق ساختند ، او شهيد از دنيا رحلت فرمود و ( در حرم مطهّر كه اكنون زيارتگاه فقرا و سايرين مىباشد ) در انتهاى قبرستان بيدخت بالاى تپه مدفون گشت . پس از آن حضرت فرزند عارف كاملش مولى حاج ملّا على نور على شاه ثانى كه متولّد در 17 ربيع الثّانى 1284 هجرى قمرى مىباشد جانشين پدر گرديد ، و بدين ترتيب او جاى پدر نشست تا ايشان نيز در تاريخ 15 ربيع الاوّل 1337 قمرى در كاشان مسموم شدند و فرزند جليل ايشان پدر معظّم اينجانب ، ( سلطان حسين تابنده ) مولى حاج شيخ محمّد حسن صالح على شاه كه در 8 ذىحجهء 1308 قمرى زاده شده بود جانشين آن مرحوم گرديد كه مسند طريقهء نعمت‌اللّهى در اين زمان به