گناباد ؛ بار ديگر جهت زيارت مشهد مقدّس رضوى به آن آستان مشرّف گرديد ، و در آنجا مسموم گرديد ، ولى او را علاج نمودند و خطر رفع شد ؛ ليكن تندرستى نخستين را باز نيافت .
حضرت سلطان على شاه جهت تحصيل وسائل معاش به امور كشاورزى مىپرداخت . زيرا او معتقد بود ؛ براى تأمين وسايل زندگى و معيشت بايد به كسب و كار پرداخت ؛ همانطور كه شاه سيّد نعمت اللّه ولى ، پيروان و مريدانش را به كسب و ترك بيكارى امر مىفرمود :
در عين حال كه كار مىكرد از مطالعه و تدريس و تأليف و ارشاد مردم و كمك به مساكين و بر آوردن نيازهاى محتاجان ، غفلت نداشت .
بلكه او به مداواى بيماران نيز مىپرداخت تا جائى كه به مهارت و توانائى در طبّ مشهور گشت . آن حضرت بسيار زاهد و عابد بود ، و هيچگاه تهجّد در سحر ، از او ترك نشد .
او در به پا داشتن شعائر دينى و مذهبى مانند نماز جماعت ، و مجلس ذكر و قرائت قرآن و مراسم سوگوارى اهل بيت ( ع ) بسيار علاقمند و مشتاق بود و در امور دنيا مانند خوراك و پوشاك به حدّ اقل قانع بود و پيروان و مريدان خويش را نيز به محافظت از آداب دينى امر مىفرمود ، و هرگاه مىديد يا مىشنيد كه بعضى از مريدانش خلاف نمودهاند ؛ نمىتوانست در امر دين خشم خود را فروبرد و پنهان دارد ؛ بلكه به آنان تشدّد كرده با خشونت برخورد مىكرد ، تا آنجا كه بعضى از مريدانش را كه آداب شرع را رعايت نكرده بودند پس از تذكّر و ياد آورى آنها به رعايت و عدم تأثير ياد آورى طرد نمود . حال كه سخن بدينجا رسيد اگر بخواهيم جهت تكميل مطلب و بطريق ضمنى و استطراد خصوصياتى از طريقهء نعمتاللّهى را در اينجا ذكر كنيم جاى تعجّب نخواهد بود :
1 : سيّد نعمت اللّه ولى ، و جانشينان او ، تا كنون همهء مريدان را به
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٥٩