و مانند استشهاد به اين آيهء شريفهء :
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ
« 1 » ( پس هر كه اميدوار به ملاقات پروردگارش مىباشد . ) بر اينكه ديدن خدا با چشمان جائز است همهء اينها باطل و مخالف شرع و عقل است ازاينرو نزد شيعه هيچ تفسير و تأويلى جائز نيست مگر از طرف « راسخون فى العلم » « 2 » ( استواران در دانش ) و اخذ از اهل بيت نبوّت يا كسانى كه از چراغ علوم و هدايت آنان نور يافتهاند ، تا مفسّر و خواننده در ورطهء هلاكت زندقه و الحاد و ساير عقايد باطل فرونيفتند .
ناگفته نماند كه تفسير غير از ترجمه است ، زيرا ، در ترجمه ، الفاظى كه به معانى مخصوص دلالت دارند به الفاظ ديگر كه آن معنى را بدهند تبديل مىشوند ولى تفسير بيان آن معانى است بطور مشروح و مفصّل بيان السّعادة و مؤلف آن .
از مهمترين تفسيرهائى كه در قرن اخير در بين شيعه نوشته شده تفسيرى است كه « بيان السعادة فى مقامات العبادة » نام دارد و آن از تأليفات عالم عارف جليل مولى حاج سلطان محمّد گنابادى است كه در طريقت ، ملقّب به سلطان على شاه طاب ثراه مىباشد و او شيخ سجّاده در طريقت نعمتاللّهى و از مشهورترين علما و عرفاى قرن اخير است .
تاريخ ولادت او آنچنانكه پدرش مرحوم ملّا حيدر محمد با خطّ خود در پشت قرآن نوشتهاند و عكس فتوگراف آن در كتاب « نابغهء علم و عرفان » آمده است ؛ 28 جمادى الاولى سال 1251 قمرى مىباشد .
چون آن جناب به سنّ سه سالگى رسيد ؛ پدرش به بعضى از شهرهاى ايران و سپس به هند مسافرت كرد و از او خبرى نشد . آن
هامش
( 1 ) كهف - 110
( 2 ) مأخوذ از آيهء 7 سوره آل عمران .