تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
در سال 1293 شيخ او ، رحلت كرد ؛ آن جناب در جاى او نشست و شيخ سجّاده‌نشين در طريقهء نعمت‌اللّهى گرديده ، و مورد توجّه سالكان الى اللّه قرار گرفت . مقرّ آن جناب بيدخت ( از روستاهاى گناباد ) محلّ اقامت روىآورندگان به آنجا شد ، و نام گناباد كه تا آن زمان معروف نبود بعد از اينكه ، ايشان در آنجا اقامت گزيدند بتدريج در تمام ايران شهرت يافت ؛ و اين خود يكى از بركات وجود آن عالم و عارف بزرگوار در آن شهر بود . سلطان على شاه « طاب ثراه » در سال 1305 قمرى به حج مشرّف شد و زيارت خانهء خدا را انجام داد . او در بازگشت به زيارت عتبات مقدّسه ( در عراق ) نائل گرديد و با علما و فقهاى شيعهء آن بلاد ، ملاقات نمود كه از جملهء آنان : مرحوم شيخ زين العابدين مازندرانى و فرزندان او و مرحوم مغفور حاج ميرزا حسن شيرازى و ديگران بودند كه همگى ، آن جناب را تجليل و تعظيم كرده با احترام با ايشان روبرو شدند . پس از بازگشت به ايران ، مدّتى در تهران توقّف نمود . در اين موقع بيشتر رجال علم و فقه و سياست به حضور ايشان رسيدند پادشاه قاجار ناصر الدّين شاه كه در آن زمان در جاجرود بسر مىبرد ؛ و چون شنيد آن حضرت به تهران وارد شده است ؛ پيكى به تهران فرستاد و اظهار علاقه نمود كه با وى ملاقات نمايد و خبر داد كه به زودى جهت ملاقات حضرتشان به تهران خواهد آمد . ولى حضرت سلطان على شاه وقتى اين سخن را شنيد در حركت از تهران شتاب نمود تا قبل از اينكه شاه وارد تهران شود ، از تهران برود و گفت : ما فقيريم و همنشينان فقرائيم ما را با پادشاهان چه كار ! « 1 » پس به گناباد بازگشت . او بعد از چند سال اقامت در
هامش
( 1 ) رسول خدا ( ص ) فرمود : همنشينى با فقرا از تواضع است ( نهج الفصاحة )
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 58 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى