به خدا مىشوند و از جايگاه سقوط و دورى كه دارند بالا مىروند ، ليكن صعود آنان ( ترقى آنها ) تا حد محدودى بوده ، و از آن تجاوز نمىكنند ، به خلاف صعود ماديات كه حدّ و توقفى ندارد .
اوّلين مرتبهء صعود عناصر ، تركيب آنها و شكستن تيزى هر كدام است ؛ به طورى كه هر كدام از عناصر مركبه از هم تميز داده نشود . ( مثل تركيب هيدروژن و اكسيژن كه به صورت آب در آمده و ديگر از هم تميز داده نمىشود ) مرتبهء دوم : يافتن خصوصيات تازه و تركيب جديد و صورت نوعيّه و داشتن وحدت حقيقى است . اين مرتبه را جماد نامند و آن ، يا در همان مرتبه ، توقف كرده يا طريق تكامل پيموده ، به نبات ارتقاء مىيابد در اين صورت مرتبهء سوم كه پايدار شدن نفس نباتى است در آن حاصل مىگردد كه موجب ظهور آثار گوناگون و كارهاى متخالف مىشود . و به اين مرتبهء وجود ، نبات مىگويند و آن يا به صورت به شرط لا و يا به صورت لا به شرط شيئى در طريق صعودى مرتبهء حيوانى پيش مىرود .
چهارم ، حصول نفس حيوانى و ظهور حس و حركت ارادى است و آنچه كه در اين مرتبه به دست مىآيد يا در همان حد مىماند ؛ يا در طريق انسان شدن حركت مىكند .
پنجم ، حصول نفس انسانى و ظهور ادراكات كلى است ، در اين مرتبه بر حسب تكوين توقّفى نيست و اگر توقفى است بر حسب اختيار افراد بشر بوده ، و بهاندازهء مراتب انواع جماد و نبات و حيوان و بهاندازهء افراد هر نوع از آنها توقف خواهند داشت .
مقامات صعود نفس انسانى و درجات عروج آن بعد از اين مرتبه بىنهايت است .
نخستين مقام صعود او عروج به ملكوت عليا و درجات مختلف
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 643
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٦٤٣