زمان و مكان آزادند و به چيزى كه انسان آگاهى ندارد ، مانند گذشته و آينده ، و آنچه در پيش آنان حاضر نيست اطلاع دارند . و لكن عناصر « 1 » و موجودات عنصرى ( جماد و نبات و حيوان و انسان ) به علت استعداد خروج از قيد زمان و مكان و ماده و ورود در تحت پوشش ملاء اعلا ، و مقرّبان درگاه خدا تواناتر در وجود و نزديكتر به خداى تعالى هستند .
اهل ملكوت سفلى باز به چند نوع تقسيم مىشوند :
يك دسته از آنها در نهايت دورى از خدا بوده و از استعداد قبول رحمت خدا دور هستند به نحوى كه گويا محروم بودن از رحمت خدا ذاتى آنها است . آنها شياطين و ذريّهء آنها است .
دستهاى ديگر در نهايت دورى از ماده و استعداد آن براى شمول رحمت خدا نيستند و آنها جن مىباشند . و اين عالم جن و شياطين پايينتر از عالم طبيعت است . چنان كه : عالم ملائكه برتر از عالم طبيعت است .
در اخبار به آنچه ما ذكر كرديم از عالم جن و صفات و اقسام آن اشارههايى شده است .
جهان جن و شياطين آخرين مرتبهء جهان ، در سير نزولى وجود مىباشد .
و اما در ناحيهء صعود وجود تا آنجا كه آغازش از آنجا بوده پس مبدأ عبارت از ماده و عناصر است و جن و شياطين اگر چه گاهى نزديك
هامش
( 1 ) عناصر اربعه : قدما مادهء جهان را منحصر در چهار عنصر آتش و باد و آب و خاك دانسته و مدار وجود كائنات و عالم كون و فساد مىدانستند و آنها را به نام اركان اربعه ، چهار گوهر ، امهات اربعه ، استقسات اربعه ، چهار آخشيج اجساد اربعه و مواد اربعه مىخواندند صوفيان عناصر اربعه را به چهار نقش تشبيه كردهاند : آتش را ، نفس اماره ، باد را ، نفس لوّامه ، آب را ، نفس ملهمه ، و خاك را نفس مطمئنه نام كرده براى هر كدام ده خاصيت بر شمردهاند .