آتشى نهان در درون آن يا پشت آن حاصل مىشود كه به سبب آن نفسى مناسب با آن ظاهر مىشود كه داراى شرارت است . و آن نفس يا از خير دور است و ظاهرى آتشين دارد كه در اين صورت نظير آتشى است كه در پشت ذرهبين ظاهر گشته و از جسم مستنير دور است و يا به خير نزديك است كه نظير آتشى است كه در سنگهاى آتشزا پنهان است .
قسم اول شياطين مىباشند و قسم دوم جنّ نام دارد .
پس در نور آتشى پنهان است و آتش خود نورى پنهان يا آشكار است ، از اين رو ، آيات و اخبارى كه دلالت بر آفرينش شيطان و جنّ از آتش دارد ، نيازى به تأويل ندارند . همانطور كه بعضى از فلاسفه مرتكب تأويل شدهاند ، و همچنين نيازى نيست جهت تصحيح اخبار خلقت جنّ و شياطين را در كرهء دود تجويز كنيم ؛ زيرا اين تأويل با بسيارى از قواعد و اصول فلاسفه و بسيارى از آثار شياطين كه در شريعت وارد شده ، منافات دارد و همچنين نيازى نيست كه وجود آنها را جز با تأويل انكار كنيم يا آنها را نوعى از ملائكه قرار دهيم ، زيرا ملائكه از نور آفريده شدهاند ، در حالى كه شياطين از آتشاند . اگر چه براى آنها نورى مانند نور آتش مىباشد كه با اجزاء ديگرى آميخته است .
و اينكه آدم از گل آفريده شده است به اعتبار آن است كه خاك و آب در مادّه وجودى او بيشتر مىباشد و گرنه مادهء آدم از عناصر چهارگانه تشكيل شده است .
پايان ترجمه جلد اول الحمد لله رب العالمين
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 646
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٦٤٦