علم آشكار شدن صورت شيئى است نزد عقل بنا بر اينكه علم حصولى عبارت از صورت حاصلهء معلوم نزد عالم باشد ؛ يا علم عبارت از آشكار شدن خود شيئى است ؛ نه صورت آن ؛ مانند علم حضورى كه عبارت از حضور خود شيئى در نزد عالم است . مانند علم ما به صورتهايى كه نزد ما حاضر است يا علم عبارت از آشكار شدن حقيقت اشياء است مانند علم خدا به اشياء با علم ذاتى .
حكمت گاهى به قوهء نظرى اطلاق مىشود و گاهى به قوهء عملى ، و گاهى نيز در معنى اعم از هر دو مورد به كار مىرود و آن معنى اعم عبارت از لطف در علم و عمل است .
لطف در علم عبارت است از ادراك دقايق علوم و غايات پىدرپى كه بر آنها مترتّب مىباشد و لوازم نزديك و دور آن و لطف در عمل عبارت است از توانايى بر ساختن آنچه كه از دقايق مصنوعات درك مىكند . حكمت علمى ( نظرى ) در فارسى به خرده بينى و حكمت عملى به خردهكارى تعبير مىشود و مراد از حكمت در اينجا معنى اعم است ؛ يا تنها حكمت عملى است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 33 ]
قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ( 33 )
ترجمه :
گفت : اى آدم آنها را به نامهايشان آگاه كن ! چون آنان را به نامهاى ايشان آگاه كرد . گفت : به شما نگفتم كه من نهانيهاى آسمان و زمين را مىدانم ، مىدانم آنچه را شما آشكار مىكنيد و آنچه را كه شما پنهان مىكرديد .
تفسير :
« قالَ »