آن يا از زير بعضى از قسمتهاى آن نهرهايى جارى است .
« انهار » جمع نهر ، نهر از جوى بالاتر و از دريا كمتر است .
كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً
اين جمله ، صفت بعد از صفت يا حال از ضمير مجرور به « لام » است . يا حال است از جنّات و يا جملهء مستأنفه است ؛ تا بيان حالت آنها و آنچه در بهشتهاست باشد .
« رزق » اسم مصدر است به معنى « مرزوق » و آن عامّ است و شامل جميع اقسام رزقهايى مىشود كه بدن از آنها كمال مىيابد ، و آن بر چند قسم است : 1 - رزق نباتى كه از راه دهان وارد معده شده ، از آنجا به كبد و سپس به روده و از آنجا به اعضاء منتقل مىگردد .
2 - رزق نباتى حقيقى كه داخل اعضاى بدن مىشود تا آنچه از نيروهاى بدنى را كه تحليل رفته است ؛ جبران كند . ( به اصطلاح بدل ما يتحلّل باشد ) بقيهء مراتب قبلى در تغذيه به منزلهء قالب براى اين مرتبه است - همانطور كه باغها ، جايگاه و بسترى براى ميوهاند .
3 - روزى حيوانى كه از راه حواس و مدارك ( رگها و پىها ) حيوانى به قلب وارد مىشود ، يا از طريق نيروى محرّكه به آن مىرسد ؛ چه مقتضيات اعضاء سبعى و حيوانى در قلب اثر مىكند . هر چه از لذائذ و رنجها در دل تأثير بگذارد ؛ همانطور كه در روح اثر مىگذارد در بدن نيز تأثير مىكند .
4 - آن نوع از روزيهاى حيوانى و انسانى كه موجب كمال روح است ، عبارت از علمى است كه موجب عمل گردد و يا عملى است كه موجب علم شود .
« منها » ظرف لغو است كه متعلّق به « رزقوا » مىباشد .
لفظ « من » ابتدائيه است ؛ زيرا در « رزقوا » معنى « اخذ » ، گرفتن وجود