گفته شده است ( وقود ) به فتح ، مصدر و به ضمّ اسم مصدر است و به ضمّ نيز خوانده شده است .
اگر مصدر باشد تقدير آيه چنين است : بپرهيز از آتش كه سبب اشتعال آن «
النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ
» مردم و سنگهايند . يا مقصود اين است كه اشتعال و گيراندن آتش همان سوختن مردم و سنگهايند .
وجه اول در مقام ترساندن رساتر است چون دلالت دارد بر اينكه آتش آخرت آنقدر شديد است كه مردم و سنگها آتشگيرهء آن هستند ؛ يعنى ، دو چيزى كه جز در اثر آتش بسيار شديد مشتعل نمىشوند .
« حجارة » جمع حجر به معنى سنگ است مانند : « جماله » كه جمع جمل ( شتر ) مىباشد . اين نوع جمع كمتر به كار رفته است و بر خلاف قياس است .
«
أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ
» اين عبارت ، حال است به تقدير ، ( قد ) ( قد اعدّت للكافرين ) يا جملهء مستأنفه و پاسخ پرسشى است كه از حالت آنان مىشود .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 25 ]
وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 25 )
ترجمه :
و مژده ده آنان را كه گرويدند و كارهاى شايسته كردند كه مر ايشان را است بهشتهايى كه از زير آن نهرها جارى است ، هرگاه از ميوهء آن بهرهمند شوند گويند : اين همان است كه پيش از اين در دنيا از چنين ميوههايى برخوردار شديم در واقع مشابه آن به آنها داده شده است ؛ و براى آنان است همسران پاكيزه و آنان در آن ( بهشتها ) جاودانهاند .