[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 17 ]
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ ( 17 )
ترجمه :
مثل آنان : ( در قبول نور اسلام يا طلب روشنايى به نور اسلام ) ، مانند كسانى است كه آتش افروزند ؛ چون آتش اطرافشان را روشن كرد ؛ خدا نور آتش را برده ؛ آنان را در تاريكى وامىگذارد كه نمىبينند .
تفسير :
« مثلهم » مثل آنان در قبول نور اسلام يا طلب روشنايى به نور اسلام . « كمثل الذى استوقد نارا » همانند كسى است كه آتش افروخت .
« مثل به سه وجه قرائت شده است .
اول « مثل » ( بفتح فاء و عين ) دوم « مثل » ( به كسر فاء و سكون عين الفعل ) سوم « مثيل » بر وزن فعيل كه بر وزن و معناى شبه و شبه و شبيه آمده است ؛ ليكن استعمال « مثل » با حركت عين الفعل در اغلب موارد براى تشبيه مركّب به كار برده مىشود . لذا ، اسم است براى جملههاى مركب كه در بين مردم در عرف عام جريان دارد و موصول ( الذى ) نيز مانند : « معرفه به ال » گاهى براى تعريف جنس است كه در اين صورت جائز است بر مفرد آن حكم مفرد و جمع جارى شود چنانچه در اينجا به همين ترتيب است زيرا كه بعضى از ضمايرى كه مرجع موصول است ؛ مفرد و بعضى ديگر جمع آمده است . و مانند قول خداى تعالى :
. . . وَ خُضْتُمْ كَالَّذِي خاضُوا
( سورهء توبه ، آيهء 70 ) ؛ يعنى ، فرورفتيد در شهوات همچنانكه : آن گروه فرورفتند . بنا بر اينكه فاعل « خاضوا » به موصول برگردد ، كه در اينجا با اينكه « الذى » مفرد است ضمير جمع به