قول خداى تعالى :
فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
براى تشريح استعاره است . نسبت ربح تجارت مجاز عقلى مىباشد - ربح افزونى بر اصل سرمايه در معامله است ؛ همانطورىكه زيان ، كم شدن و نقصان در اصل سرمايه است .
نفى ربح كه در آيه آمده است ، اعم از بقاى اصل مال و يا كم شدن و يا نابودى آنست همانطورىكه « خسران » اعم از نقصان سرمايه و تلف كردن آن است .
ما كانُوا مُهْتَدِينَ
عطف شدن اين عبارت به ما قبل خود ، از قبيل عطف شدن قوىتر بر ضعيفتر است . در اين صورت «
ما كانُوا مُهْتَدِينَ
» . يعنى بلكه هدايت نشدهاند ؛ يعنى ، اصل بضاعت و سرمايهء خود را تلف كردهاند . زيرا ، خداى تعالى ، هدايت را سرمايهء آنان قرار داده است ؛ از آن جهت آن را در معامله به عنوان بها ، ذكر كرد و يا از قبيل عطف علت به معلول است :
يعنى : سودى نبردهاند ؛ براى اينكه آنان به طريق تجارت و سود بردن ، هدايت نشدهاند .
يا معنى آيه اين است كه آنها گمراهى را در مقابل هدايت خريدهاند چون آنان « اصولا » مالك هدايت نبودهاند زيرا هدايت براى آنان امرى عاريتى بوده است : خواه مقصود از هدايت طلب روشنايى از نور اسلام به وسيلهء بيعت با محمد ( ص ) باشد ؛ يا آن را از شئون نفس بگيريم كه با نور اسلام روشن شده است يا از شئون نفس باشد كه آمادهء روشن شدن به نور اسلام يا ايمان است . يا از قبيل عطف جمع است يعنى ؛ اصلا سودى عايدشان نگرديده است . يعنى : اصلا به سوى راه نجات راهنمايى نشدهاند .