تفسير :
در گذشته دانستى كه گوش و چشم هر كدام به خارج روزنهاى دارد و هر يك را از جهت باطن دو روزنه است :
يكى به سوى عالم ملائكه است .
ديگرى به سوى عالم جنّيان مىباشد .
روزنهاى كه به سوى عالم ملائكه است ؛ ذاتى و روزنهاى كه به سوى عالم جنّيان است عرضى مىباشد . مهر نهادن بر آن ، مسدود كردن آن روزنه است كه رو به سوى جهان فرشتگان دارد . و كرى و كورى مسدود نمودن اين دو روزنهء چشم و گوش است كه به عالم ملائكه راه دارند به نحوى كه جهت حق بودن مسموعات را كه به عالم ملائكه رهنمون است ؛ نشنوند و از عالم فرشتگان و ملك زاجر ( بازدارنده ) هم چيزى نمىشنوند .
و از ديدنىها جنبهء حقّانى آن را نمىبينند . به عبارت ديگر ، نيروهاى ادراكى انسان ، تحت فرمان خيال است و خيال اگر فرمانبر حكم عقل باشد ؛ ادراك آن مطلوب است ؛ ولى اگر تحت فرمان شيطان باشد ؛ ادراكش مطلوب نيست ، و زبان نيز همين حكم را دارد .
«
فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ
» آنان از ضلالت به هدايت بر نمىگردند زيرا ، آنان نداى منادى را كه آنها را به سراى هدايت و طريق نجات مىخواند ؛ نمىشنوند . همچنين به علت عدم شنوايى ، صداى ديو و دد را در سراى گمراهى نمىشنوند تا از موارد زيانبار سراى ضلالت وحشتزده شوند و موذيات وادى ضلالت و لذتهاى سراى خوشبختى را نيز نمىبينند و راه خروج از خانهء ضلالت به خانهء خوشبختى را نمىشناسند و به سبب گنگى نمىتوانند از ديگران فرياد خواهى نموده ، دردهاى خود را يادآور شوند تا مورد