تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
قلب است يا قصر افراد . « 1 »
إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ
كلمهء استهزاء ( مسخره كردن ) در بين مردم مشهور و شناخته شده است ؛ اگر چه از لحاظ مسخره‌كننده يا مسخره شونده يا جهت استهزاء محتاج شرح و تفضيل مىباشد . به هر صورت استهزائى كه به خدا نسبت داده شده است ؛ مجازى است .

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 15 ]

اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 15 )

ترجمه :

خداوند آنان را مسخره مىكند . و مىگذارد كه آنان در سركشى خود سرگردان شوند .

تفسير :

اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ
بنا بر اينكه استهزاء منسوب به خدا مجاز باشد معنى استهزاء خدا اين مىشود كه خدا به جزاى استهزاء آنان آنها را مجازات مىكند ، يا آنها را خوار مىگرداند ، يا عملى نسبت به آنها انجام مىدهد كه شبيه مسخره كردن است . يا اينكه آوردن كلمهء « استهزاء » از باب صنعت مشاكله و
هامش
( 1 ) قصر قلب و قصر افراد قصر در لغت به معنى حبس است و در اصطلاح عبارتست از تخصيص شيئى به امرى ؛ يعنى : قرار دادن شيئى مختص و منحصر به امرى بدين معنى كه از آن امر تجاوز به غير او نكند مثل ما كاتب الّا زيد . كه امر كتابت به زيد اختصاص داده شده ، براى ديگرى نيست كتابت را محصور فيه و عبارت را قصر يا حصر نامند . حال هرگاه مخاطب معتقد باشد كه زيد هم شاعر است و هم كاتب ، و زيد را محصور كنى در شاعريت و گوئى « ما زيد الّا شاعر » ؛ يعنى : زيد فقط شاعر است يا بگوئى : ما شاعر الا زيد ؛ يعنى ، جز زيد شاعرى نيست « قصر افراد » نام دارد يعنى كار زيد را منحصر در يكى از دو چيز كتابت و شاعر بودن كرده‌اى ولى اگر معتقد مخاطب را معكوس و وارونه سازى ، مثلا : كسى بگويد : « زيد جاهل است » ولى شما بگوئى « جز زيد كسى عالم نيست » در اين وقت سخن او را قلب كرده‌اى ؛ و اين قصر قلب نام دارد ( معالم البلاغه ص 121 تا 127 )