نيست ؛ ايمان آنها ، مورد انكار يا شك باشد تا احتياج به تأكيد داشته باشد و از طرفى دلهاى آنان با مبالغه و تأكيد مساعدت ندارد . لذا ، به « قالوا آمنّا » بسنده شده است .
وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ
« شياطين » جمع شيطان كه معروف و مشخص است مىباشد . و اما وجه تسميهء انسان به شيطان از جهت آن است كه ، انسان مىتواند مظهر شيطان و فرمانبر فرمان او باشد ، يا از جهت شباهت و مشاكلت انسان با شيطان است ، و يا از جهت اين است كه انسان به اعتبار معنى لغوى شيطان يكى از مصاديق آن مىباشد ، چون لفظ شيطان ، از « شطن » مشتق شده است كه به معنى دور شدن است . از آن جهت كه شياطين ، جنّ و انس از خير و نيكى و صلاح دورند .
يا از « شطن » به معناى ريسمان بلند و رها شده و لرزان گرفته شده است ؛ يا از شاط ، كه به معنى « بطل » باشد ؛ اخذ گرديده است ؛ چون آنها در ذات خود ، باطل هستند كه در اين صورت « نون » شيطان هم زائده است .
قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ
منظور از اين گفته كه ، ما با شمائيم ؛ در مورد دين و اعتقادات است ؛ از آن جهت جمله را با تأكيد آوردند كه توهّم انكار از جانب شياطينشان و منافقين وجود داشت و اين پندار ناشى از آميزش و اختلاط منافقين با مؤمنين بود ؛ و نيز اين تأكيد از جهت نشاط و خوشحالى است كه آنان در بيان مطلب دارند ، چه وقتى متكلّم چيزى را با نشاط و خوشحالى بيان كند مقتضى تأكيد و مبالغه مىگردد . لذا ، به همين اندازه هم ، اكتفا نكردهاند و در كلام بسط و تفصيل دادهاند و گفتارشان را با تأكيدات متعدد تأكيد كردهاند تا شأن و مرتبهء خود را در اين منحصر سازند كه با شياطين هستند و اين حصر كردن يا از نوع قصر