است يعنى فريب داد ، و يا بمعنى مشاركت است يعنى همديگر را فريب دادند يا مبالغه است كه معنى فريب دادن بسيار است . زيرا ، آنان با اظهار ايمان به موافقت تظاهر مىكنند و مخالفت خود را پنهان مىكنند . و خداوند تبارك و تعالى با مهلت دادن و نعمت بخشيدن به آنها در فريبكارى ، مثل اينكه اعراض و احسان خود را به آنها وانمود مىكند و تعرّض و بد كردن خود را نسبت به آنان مخفى مىدارد و رسول خدا و مؤمنين هم با وجود آگاهى به مخالفت باطنى يا مداراى خود با آنها اظهار موافقت نموده ، مخالفت خود را پنهان مىدارند چنان كه : گويى ، آنان در فريبكارى بر خدا و رسول و مؤمنان غالب شدهاند و مراد از اللّه يا واجب الوجود است ، يا رسول صلّى اللّه عليه و سلّم و يا على ( ع ) زيرا الهيّت خداى تعالى به وسيلهء آن دو بزرگوار ، ظاهر گرديده است .
«
وَ ما يَخْدَعُونَ
» به صورت معلوم و مجهول خوانده شده است .
« يخادعون » هم به همين نحو خوانده شده است . و « يخدّعون » از باب تفعيل و يخدّعون از باب افتعال ، نيز خوانده شده است . « 1 » « الّا انفسهم » منظور اين است كه آنان با خدعه و نيرنگى كه نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم و مؤمنين به كار مىبرند ؛ فقط به خود زيان مىرسانند و مىپندارند ، كار نيكويى انجام دادهاند « 2 » . چه آنان نفس خويش را از مقامات انسانى كه مقتضى راستى و الفت بوده ؛ به مقامات شيطانى كه مقتضى دروغ و كينه و توحّش مىباشد تنزّل دادهاند . آنان در جائى كه واجب است به رسول خدا بپيوندند ؛ از او مىگسلند و به شيطان كه واجب است از او بگسلند مىپيوندند .
هامش
( 1 ) در اصل يختدعون بوده « تاء » طبق قانون ابدال به « دال » بدل شده است و در آن ادغام گرديده ؛ يخدّعون شده است .
( 2 ) اشاره است به آيهء 4 سورهء كهف كه مىفرمايد : و هم يحسبون انّهم يحسنون صنعا .
يعنى آنان مىپندارند كه كار خوبى انجام مىدهند .