حرف « يا » مقلوب شده ؛ و به صورت « ناس » در آمده است يا محذوف اللام گرديده است .
ممكن است از ( انس ) به معنى الفت باشد كه ضدّ توحّش است كه فاء الفعل آن حذف يا قلب گرديده است . يا از ( ايناس ) گرفته شده باشد به معنى ديدن با اطمينان به ديدهها : چنان كه : خداى تعالى از زبان موسى - عليه السلام - مىفرمايد :
إِنِّي آنَسْتُ ناراً
( سوره طه آيهء 9 و نمل آيهء 7 و قصص آيهء 29 ) ؛ يعنى : « آتشى ديدم و بدان اطمينان پيدا كردم » .
ولى اظهر اين است كه ناس از نسيان يا نسى گرفته شده باشد زيرا اغلب موارد استعمالات آنها در مقام مناسب ، با آن دو آمده است : و اينكه « انسان » نيز از « انس » گرفته شده به همين دليل كه اغلب استعمالات آن مناسب همين مصدر است .
و اين گفته برخى كه حرف ( الف لام ) در ( النّاس ) عوض از محذوف است ؛ بعيد به نظر مىرسد .
« من الناس » جار و مجرور و مبتدا است كه يا جانشين موصوف محذوف مقدّر است و يا نايب از موصوف محذوف مىباشد چون معنى تبعيض در لفظ « من » قوى است تا آنجا كه گفته شده كه خود « من الناس » مبتداء است بدون اينكه جانشين چيزى باشد يا احتياج به تقدير و نيابت پيدا شود و معنى آن : « بعض الناس » است ، و ممكن است « من الناس » خبر مقدّم باشد .
« من يقول » كسانى هستند كه بدون اينكه قلبا موافق باشند ؛ به زبان مىگويند : « آمنّا باللّه » يا به على ( ع ) كه او مظهر خداوند تبارك و تعالى مىباشد ؛ ايمان آورديم .
بنا بر آنچه كه در اخبار وارد شده مبنى بر تفسير ايمان به ايمان به ولايت على ( ع ) .