«
وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
» يعنى : ايمان به مبدأ و معاد . گويا كه مؤمنين با تكرار حرف جرّ خواستند اشاره كنند به اين كه ايمان آنها به هر يك از مبدأ و معاد برهانى است . نه اينكه ايمان به روز معاد ، نتيجهء ايمان به خدا باشد ؛ بدون تحقيق و برهان .
بدان كه عوالم به اعتبار كلّيّات آن هفت است . و مراتب هر عالم ده است و درجات هر مرتبه هم 10 تا 100 و تا هر چه خدا بخواهد مىباشد و بسبب همين اعتبارات است كه اخبار دربارهء تحديد عوالم و باطن آيات مختلف است كه در اخبار ، اين عوالم را هفت ، هفتاد ، هفتصد تا هفتاد هزار و تا آنجا كه خدا بخواهد آمده است « 1 » اگر اين مراتب از مبدأ اوّل ، تا آخر عوالم ، ملاحظه گردد هر مرتبه نسبت به مرتبهء سابق خود ، شب است براى اينكه تاريكى حاصل ، از تنزّلات وجود و كثرت تعيّنات قوّت مىگيرد و هرگاه از منتهى به مبدأ ملاحظه شود ؛ هر مرتبه نسبت به مرتبهء سابق خود به جهت شدّت گرفتن نور ، و ضعيف شدن ظلمت روز است . به همين جهت در آيات و اخبار هنگام ذكر عروج و صعود و انتهاء و خروج لفظ روز ذكر شده است . و هنگامى كه سخن از نزول و مراتب نازله باشد شب ذكر شده است و منظور از روز آخر ، يا روز حشر خلايق براى حساب است ، يا روز قيام هر صنفى در مقام و جاى خودش مىباشد كه راه خروج از آنجا ندارد .
«
وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ
» براى ردّ قول آنان ( منافقين ) كه مىگفتند : «
آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
» . ( ما به روز باز پسين گرويدهايم ) . مناسب بود كه خداى تعالى شأنه بفرمايد :
( لم يؤمنوا بالله و اليوم الآخر ) آنها به خدا و روز قيامت ايمان
هامش
( 1 ) دربارهء عوالم و باطن آيات در مقدّمه تفسير جامعى آمده به همين كتاب و كتاب راهنماى سعادت مراجعه شود .