مىشنود جهت باطل آن او را به سوى باطل و مرتبه پست و نادرست سوق مىدهد « 1 » . . . چون روزنهاى كه سوى روانهاى پاك است ؛ ذاتى است ؛ روزنهاى كه در جهت روانهاى ناپاك مىباشد ؛ غير ذاتى و عرضى مىباشد . بنا بر اين مقصود از ختم به طور مطلق ، مهر نهادن بر روزنه علوى است و در نتيجه فرشته در آن روزنه نمىدمد ، شيطان در آن وسوسه مىكند و آنچه را از خارج مىشنود ؛ او را به جائى كه مقصود خودش هست مىكشاند . و كلمات را از معنى خويش منحرف مىسازد و معناى ديگرى براى آن قرار داده ؛ و جايگزين آن مىسازد .
دليل اينكه لفظ « سمع » مفرد آمده با اينكه لفظ « قلوب و ابصار » هر دو به صورت جمع آمدهاند ؛ براى آن است كه اصل مصدر بودن آن لحاظ شده است و مذكر و مؤنث و مفرد و مثنى و جمع در مصدر يكسان است و تغيير نمىكند ؛ به خلاف « اذن » ( گوش ) و لذا به صورت جمع در قول خداى تعالى آمده است :
فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ
فضربنا على آذانهم « 2 » :
در گوشهاى آنان سنگينى است و نواختيم بر گوشهاى آنان .
تقديم سمع بر ابصار ، براى آن است كه گوش از جهت تجرد ، برتر
هامش
( 1 ) مولوى در دفتر دوم در تفسير اين آيه مىفرمايد :هست بر سمع و بصر مهر خدا * در حجب بس صورتست و بس صداآنچه او خواهد رساند آن به چشم * از جمال و از كمال و از كرشمو آنچه او خواهد رساندن آن به گوش * از سماع و از بشارت وز خروشچشم را اى چارهجو در لا مكان * هين بنه چون چشم گشته موى جانو در مورد كورى و كرى دل مىگويد :نفس شهوانى ندارد نور جان * من بدل كوريت مىديدم عياننفس شهوانى ز حق كر است و كور * من بدل كوريت مىديدم ز دور( 2 ) مفسر جليل قسمتى از دو آيه را به هم مربوط ساخته يك جا آورده است تا بيان مقصود بهتر حاصل گردد آيه اول قسمتى از آيه چهل و چهارم از سورهء فصلت مىباشد كه مىفرمايد :وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ . . .در آيهء دوم قسمتى از ابتداى آيهء دهم سوره كهف است كه مىفرمايد :فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ . . .