باز مىشود . درى كه رو به عالم سفلى باز شود ، در حقيقت در قلب ، نيست .
نسبت مهر زدن بر دل به خداى تعالى مانند نسبت گمراه نمودن به خدا است كه مستلزم جبر نمىباشد ؛ زيرا ، اين مهر زدن از شعبههاى رحمت رحمانى بوده كه به اعتبار قابليت قابل مختلف است . رحمت رحمانى ، مانند شعاع خورشيد است كه جامههاى گازر را سفيد و رخسارش را سياه مىكند و بوى خوش ، به گل مىبخشد و بوى بد مدفوع را آشكار مىسازد . اين هر دو حالت ، بر حسب استعداد و اقتضاى پذيرندهء آن است . دنبالهء سخن در جايى ديگر خواهد آمد - انشاءالله .
«
وَ عَلى سَمْعِهِمْ
» السمع همچون « السماع » مصدر « سمع الكلام » است ، و بر عضوى كه قوهء شنيدن در آن قرار داده شده است اطلاق مىشود . و بر قوّهاى كه در روح نهاده شده و در عصب پس پردهء گوش قرار دارد ؛ نيز سمع گفته مىشود كه شنيدن به وسيلهء آن انجام مىگيرد .
آنچه كه به وسيلهء شنيدن درك مىشود ، صداى حاصله از ايجاد امواج يا برخورد شديد است . فرق نمىكند كه اين برخورد شديد ( امواج هوا ) ناشى از كوبيدن يا عبور دادن از آن و يا از هم جدا شدن سخت و شديد مانند كندن درخت و پاره كردن جامه باشد .
قوهاى كه نفس بوسيلهء آن شنيدهها را درك مىكند ، مرتبهاى از مراتب روان آدمى است . همانند دل ، كه غير از روزنهاش به خارج ، دو ، روزنه دارد : روزنهاى به عالم علوى و روانهاى پاك كه به بوسيلهء آن ، آواز فرشتگان را مىشنود . و آنچه كه به وسيلهء اين روزنه از خارج مىشنود جهت حقّ آن ؛ او را به مرتبهء حقيقت عقلانىاش مىكشاند . روزنهاى نيز به عالم سفلى و روانهاى ناپاك دارد كه به وسيلهء آن صداى شيطان را شنيده بدان گوش مىدهد ، و آنچه را كه از خارج به وسيلهء اين روزن