تحقيق دربارهء مراتب قلب و اطلاقات آن
تحقيقى در مهر زدن بر قلب و چشم
«
عَلى قُلُوبِهِمْ
» قلوب ، جمع قلب است ؛ قلب ، گاهى اطلاق مىشود بر همان قلب صنوبرى گوشتى ، و گاهى بر نفس انسانى كه برزخ بين عالم جنّ و شياطين و عالم ملائكه مىباشد و اين همان است كه از آن به سينه تعبير مىشود منشرح به كفر باشد يا اسلام ؛ و خواه به هيچ يك از آن دو باز نشده باشد و با اعتبارات مختلف به نفس امّاره و لوّامه و مطمئنه تعبير مىشود و نيز بر مرتبهاى كه بين نفس و عقل است قلب اطلاق مىشود ، كه انسان در آن مرتبه چيزهايى از حقايق علوم و نتايج اعمالش را درك مىكند و خود به حقايق دانش و كردار خويش آراسته مىگردد . از اين رو گفته شده است كه قلب معدن و كان مشاهده است ؛ كه مقصود مشاهدهء مقدار ناچيزى از حقايق علوم و اعمال است .
خداى تعالى در اين آيه به همين معنى اشاره كرده است كه مىفرمايد :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
؛ يعنى ، اين آيات ، ياد آورى است براى كسى كه دل دارد يا گوش فرا مىدهد ، يا به مقام مشاهده رسيده است . ( آيهء 36 از سورهء مباركهء ق ) چه مراد از « من كان له قلب » ؛ كسى است كه مختصرى از حقايق علم و عملش در او محقّق گشته ؛ آن را مشاهده نمايد ؛ و از تقليد صرف خارج و در مرحلهء نوعى از تحقيق وارد شده باشد . و نيز دل بر لطيفهء سيارهء انسانى