محسوب مىگردد . و از سوى ديگر شيئيت هر چيز به صورت آن است نه به مادّهء آن . . . پس ، صحيح است كه طريق به سالك اضافه شود ؛ به اعتبار اينكه آن فعليّت اخير است .
همچنين درست است كه طريق ؛ به سالك تفسير شود ؛ زيرا ، چنين كسى به همهء فعليات متحقّق شده است .
چون سورهء حمد براى بندگان آموزشى است كه چگونه سپاس گويند و به دو ملتجى شوند و او را بخوانند . پس قول خداى تعالى « اهدنا » تلقينى است براى همهء بندگان كه خداى را جهت هدايت بخوانند .
پس معنى « اهدنا » نسبت به غير مسلمان آن است كه به ما راهى را كه همان پيامبر است نشان بده كه آن راه ، به سوى تو كشيده شده است يا ما را به او برسان « 1 » .
نسبت به مسلمان اين است كه ما را بر راهى كه عبارت از ولىّ توست دلالت كن ، مقصود آن ولىّ است كه مسلمان به او معتقد است يا ما را به او برسان يا ما را در راهى كه همان اسلام است باقى بدار . اين حالات مربوط به اختلاف نظر و نيّت گوينده است .
اگر به اسلام خود نظر داشته باشد و بدان خشنود باشد ؛ معنى ، اهدنا ، « ادمنا » است ؛ يعنى ، ما را در راه اسلام هميشه و بطور مدام نگاهدار .
اگر بدين نكته توجّه نموده باشد كه اسلام ، راهى به سوى ايمان است ؛ « اهدنا » ما را به ايمان دلالت نما ، يا ما را به ايمان برسان ، معنى مىدهد .
هامش
( 1 ) اختلاف تعبير نشان دادن و رساندن مبتنى بر اختلاف در معنى هدايت است كه آيا آن ارائه طريق است يا رساندن به مطلوب ، چنانچه گذشت .