تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
يا خليفهء خدا گردد ؛ خود بنفسه در مقام بشريّت و مقامات روحانى راه و صراط مستقيم شود ؛ و ولايت او كه همان بيعت با او و اتّصال به او به نحو مخصوص و كيفيّت خاص طريق انسانى است از باب اينكه ولايت راهى به سوى روحانيّت او و روحانيتش راه حقيقى بسوى خدا است . . . بنا بر اين صحيح مىشود آنچه كه از امام صادق ( ع ) رسيده است كه فرمود : ولايت ، راهى است در جهت معرفت به خدا و آن دو خود دو راهند : راهى در دنيا و راهى در آخرت . راهى كه در دنياست ؛ همان امام مفترض الطّاعة است كه فرمانبردارى از او واجب است ؛ هر كه او را در دنيا بشناسد و از راهنمائى او پيروى كند از صراط كه پلى بر روى دوزخ مىباشد عبور خواهد كرد . هر كه در دنيا او را نشناسد ؛ گامهاى او در آخرت بر صراط مىلغزد و در آتش دوزخ فرومىافتد ؛ و نيز صحيح مىشود آنچه كه از آن حضرت نقل شده كه صراط همان امير المؤمنين على ( ع ) است . در خبر ديگرى هم اضافه كرده است كه ؛ « و نيز معرفت به آن حضرت . » و همچنين صحيح مىشود آنچه كه در خبر آمده است كه صراط مستقيم معرفت و شناخت امام ( ع ) است . و آنچه از قول آنان نقل شده است كه فرمودند : « ما صراط مستقيم هستيم » . و نيز صحيح مىشود كه گفته شود : بشريّت امام و معرفت به بشريت او بدون معرفت به نورانيت او و اتّصال به بشريّت و بيعت با او راه به سوى طريق الى اللّه است ؛ ( نه به خود اللّه ) و طريق به خود اللّه ، همان نورانيّت امام و معرفت آن نورانيت و اتّصال ، بدان است ؛ و اتّصال به امام ( ع ) و معرفت به او بر حسب نورانيّتش نزد صوفيّه ، حضور و فكر ناميده شده است .